طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۸  کلمات کلیدی: قرآن ، سوره ، اسم ، حکمت

طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن

 


 قرآن کریم در قالب مجموعه آیاتی نازل شده که خداوند متعال آنها را به سوره نام‌بردار ساخته است.


 

قرآن

از زمان رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، هر یک از سوره‌ها به نام ویژه‌ای شهرت یافته و نخستین نام سوره‌ها از زبان آن حضرت شنیده شده است. پرسشی که در این‌جا مطرح شده این است که: آیا این نام‌گذاری بر مبنای اصول خاصی و یا حکمت‌های ویژه‌ای صورت گرفته است یا این‌که به صورت اتفاقی و صرفاً برای تشخیص سوره‌ها از یکدیگر بوده است؟

این نام‌گذاری سور خود دارای پیام‌های حکیمانه‌ای برای مخاطبان است.

قرآن کریم دارای 114 سوره است که هریک به نام ویژه‌ای نام‌دار است. برخی از سوره‌ها علاوه بر نام اصلی، به چند نام فرعی دیگر نیز شناخته می‌شوند. درباره‌ی نام‌گذاری سوره‌ها، پرسش‌های چندی مطرح است؛ پرسش‌های زیر از آن جمله‌اند:

ـ آیا نام سوره‌ها توقیفی است؟

ـ آیا این نام‌ها همچون خود سوره‌ها وحی الاهی است،

ـ آیا سوره‌ها توسط شخص رسول اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله ـ نام‌گذاری شده است؟

ـ آیا در این نام‌گذاری هدف خاصی مورد نظر بوده است ؟

 

طبقه‌بندی نام‌های سوره‌ها

در نام‌گذاری سوره‌های قرآن کریم شیوه‌های متعدد و متنوعی به کار گرفته شده و کوششی حکیمانه اعمال گشته است به نحوی که می‌توان ساز و کار نام‌گذاری سوره‌ها را فرآیندی هدف‌مند برای نمودن «مضامین اصلی قرآن کریم» در «پیکره‌ی نام سوره‌ها» به حساب آورد. این شیوه‌ها را در 20 عنوان به شرح ذیل طبقه‌بندی کرده‌ایم:

1. نامیدن سوره‌ها به نامی که بیان‌گر مکان سوره در قرآن کریم است، نظیر «فاتحه».

2. نامیدن سوره به نامی که در سرتاسر قرآن کریم، اختصاصاً در همان سوره آمده و این ویژگی، شاخص ممتازی برای تمییز و تشخیص آن سوره است، مانند: «انفال» و «قریش».

3. نامیدن سوره به نامی که بیانگر بخشی از محتوای سوره و از قبیل نامیدن کلّ به جزء است، مانند: «توبه» و «مریم».

4. نامیدن سوره به کلمه‌ای که نماد پدیده یا رخدادی اعجازآمیز یا ملکوتی است و صرفاً در همان سوره ذکر شده است، مانند: «مائده» و «کهف».

5. نامیدن سوره به اسمی که آیه‌ها‌ی سوره، پاک در عِنان آن عنوان روان‌اند، مانند: «یوسف»، «نوح».

6. نامیدن سوره به ساختاری صرفی، برگرفته از صیغه‌ای از یک فعل که آن صیغه‌ی فعل، صرفاً در همان سوره آمده و در جای دیگری از قرآن نیامده است، مانند: «إسراء» و «إنفطار».

 

7 . نامیدن سوره به حرف یا حروف مقطّّّعه‌ی مرموز در آغاز سوره‌ها که گاه به تنهایی آیه‌ای هستند و گاه جزیی از یک آیه، مانند: «طه» و «ص».

8. نامیدن سوره به نامی که عنوان جامع مصداق‌های فراوانی در سوره محسوب می‌گردد، مانند: «أنبیاء».

9. نامیدن سوره به نامی نمایانگر روح روان در سوره، مانند: «مؤمنون» و «فتح».

10. نامیدن سوره به کلمه‌ی ردیف در آیه‌ی نخست، مانند: «کوثر» و «فلق».

11. نامیدن سوره به کلمه‌ی ردیف در آیه‌ی دوم، مانند: «روم» و «علق».

12. نامیدن سوره به کلمه‌ی ردیف در آیه‌ی پایانی، مانند: «ماعون» و «مسد».

13. نامیدن سوره به کلمه‌ی ردیف در 2 یا در چند آیه، مانند: «قدر» و «ناس».

14. نامیدن سوره به کلید واژه‌ای از آیه‌ی نخست، مانند: «نساء» و «همزه».

15. نامیدن سوره به کلید واژه‌ای از آیه‌های دیگر سوره، مانند: «أنعام» و «حجرات».

16. نامیدن سوره به فعل واژه‌ای از آیه‌ی نخست، مانند: «فُصِّلت» و «عبس».

17. نامیدن سوره به نامی که به تنهایی آیه‌ی نخست سوره محسوب می‌گردد، مانند: «رحمان» و «قارعه».

18. نامیدن سوره به «مقسَمٌ‌به» در آیه‌ی نخست، پس از حرف سوگند، مانند: «طور» و «تین».

19. نامیدن سوره به نامی که در آن سوره با مصداق و تأویل خاصّ، از نظایرش در سوره‌های دیگر ممتاز گشته است، مانند: «صافّات» و «دخان».

20. نامیدن سوره به کلید واژه‌ای جغرافیایی مربوط به روایتی تاریخی که به طور اختصاصی در همان سوره روایت شده است، مانند: «سبا» «أحقاف».

حمد

 

وجه تسمیه و جایگاه نام هریک از سوره‌ها

1. الفاتحه: این نام بیان‌گر نقش و جایگاهی است که این سوره در قلمرو عددی مصحف به عنوان حسن مطلع قرآن، به خود اختصاص داده است.[1] در قرآن کریم، از مادّه‌ی «فتح» ساختار اسم فاعل وجود ندارد. نام اصلی این سوره «فاتحة الکتاب» است؛ یعنی گشاینده و آغازگر کتاب الاهی.

2. البقرة: کلید واژه‌ای از یک قصّه‌ی تاریخی است که در سرتاسر قرآن کریم، فقط یک بار در همین سوره مطرح گشته است.[2]

3. آل‌عمران: کلید واژه‌ای است که به سبب غنای حجم و مضمون مطالب، نقش عمده و اصلی را در ستون فقرات آن سوره یافته است[3] و در سرتاسر قرآن یک بار، و در همین سوره آمده است.

4. النساء: نامی است که در آغاز، میانه و پایان سوره، همواره حضور دارد و سوره از مطالبی درباره‌ی آن، تقریباً پرگشته است.[4]

5. المائدة: واژه‌ای است که اختصاصاً در همین سوره آمده و مهم‌ترین نماد ماجرایی اعجازآمیز است.[5]

6. الانعام: نام واژه‌ای است که سوره به گونه‌ای مفصل و مبسوط به آن پرداخته[6] و 6 بار در سوره، مکرَّر گشته است. «انعام، چارپایانی که برای چریدن به صحرا برده می‌شوند و در آغل تعلیف نمی‌شوند».

7. الأعراف: واژه‌ای است که اختصاصاً در همین سوره آمده و کلید واژه‌ای نمادین حادثه‌ای است که در آینده رخ می‌نماید.[7] کلمه‌ی «اعراف» فقط دوبار در قرآن و در همین سوره به کار رفته است.

8. الأنفال: نام واژه‌ای است که اختصاصاً در این سوره ذکر شده و حکم ویژه‌ی آن بیان گشته است.[8] این کلمه‌ که به معنای «غنیمت‌های جنگی و ثروت‌های عمومی» است، 2 بار در آیه‌ی نخست سوره آمده است.

9. التوبة: نامیدن کلّ به جزء، یعنی نامیدن یک سوره به نام واژه‌ای که در آن ذکر شده و جزئی از محتوای سوره را به خود، ویژه ساخته است. «علّت نام‌گذاری این سوره کاربرد مکرّر کلمه‌ی «توبه» با اشتقاقات مختلف آن (17 بار) و احکام آن و دو مصداق مهم از توبه‌پذیری خداوند در این سوره است.» [9]

 

10. یونس: نام واژه‌ای است که پیوندخوردگان به آن (یونس و قوم یونس)، در سنجش با همبران و همالان (پیام‌آوران دیگر و اقوامشان) وضعیتی استثنایی و سرنوشتی متفاوت یافته‌اند و همین عنصر، این نام را در سوره برجسته ساخته است.[10] این کلمه‌، 4 بار در قرآن ذکر شده که یک مورد آن در این سوره است و فقط در همین سوره (آیه 98) از عنصر فوق سخن رفته است.

11. هود: نام واژه‌ای است که داستانش طولانی‌تر از هر سوره‌ی دیگر در این سوره مذکور افتاده است.[11] این واژه، 5 بار در این سوره و 2 بار نیز در سوره‌های دیگر آمده است.

12. یوسف: نام واژه‌ای است که یگانه ستون فقرات سوره می‌باشد و سوره صرفاًًًً درباره‌ی او و داستان اوست. داستان یوسف در سوره به تفصیل بیان شده است، «برخلاف سایر قصّه‌های قرآن که در چند سوره آمده است، این داستان به نحو یکپارچه آمده و بیش‌ترین آیات این سوره به همین داستان اختصاص دارد.»[12] این نام واژه، 27 بار در قرآن آمده که 25 مورد آن در این سوره است.

13. الرعد: نام واژه‌ای است که در سوره، وصفی شگرف و غیرعادی یافته است.[13] یعنی تسبیح الاهی گفتن رعد: «وَ یُسَبِّحُ الرَّعدُ بِحَمْدِه» «رعد: 13».

14. ابراهیم: واژه‌ای است که سوره را، از سوره‌هایی که با حروف مقطّعه‌ی همسان (الر) آغاز گشته‌اند، متمایز کرده است.[14] و عنوان منتخب (ابراهیم) ـ در سنجش با دیگرانی که در سوره مذکور افتاده‌اند و در سنجش با سوره‌های دیگری که از او سخن گفته‌اند ـ در همه‌ی مواردی که در این سوره از وی سخن رفته است، با این ویژگی ممتاز گشته که در حال مخاطبه با خداوند در قالب دعاست و سخنان خود، از جمله برخی مطالب بی‌نظیر و تازه ـ که در دگر سوره‌ها نیامده‌اند ـ را به همین شیوه بیان می‌دارد، یعنی در هیأت سخن گفتن و نیایش با خداوند و ستایش حضرت ذوالجلال. واژه‌ی «ابراهیم» 69 بار در قرآن آمده که یک مورد آن در همین سوره است.

15. الحجر: واژه‌ای است که فقط یک بار در قرآن و در همین سوره آمده است.[15] این کلمه‌، نام مکان خاصّی است که در آیه‌ی 84 ، مردمانی بدان منسوب گشته‌اند: «اصحاب الحجر».

 

پی نوشت ها :

[1] . بهاءالدین خرمشاهی: ترجمه و توضضیحات + متن قرآن کریم، ص 2؛ محمد طاهر بن عاشور: التحریر و التنویر، تونس، الدار التونسیة للنشر، بی‌تا، ج 1، ص 131 ـ 132.

[2] . محمد طاهر بن عاشور: پیشین، ص 201؛ عبدالله محمود شحاته: درآمدی به تحقیق در اهداف و مقاصد سوره‌های قرآن کریم، ص 37.

[3] . محمد طاهر بن عاشور: پیشین، ج 3، ص 143؛ عبدالله محمود شحاته، پیشین، ص 55.

[4] . همان، ج 4، ص 211؛ همان، پیشین، ص 54.

[5] . همان، ج 6، ص 69؛ همان، ص 110؛ بهاءالدین خرمشاهی: پیشین، ص 126.

[6] . محمد طاهر بن عاشور، پیشین، ج 7، ص 121؛ عبدالله محمود شحاته، پیشین، ص 132.

[7] . همان، ج 8، ص 5؛ همان، ص 54؛ بهاءالدین خرمشاهی: پیشین، ص 156.

[8] . محمد طاهر بن عاشور: پیشین، ج 9، ص 245؛ عبدالله محمود شحاته، پیشین.

[9] . همان، ج 10، ص 95؛ همان، ص 55، 183 ـ 184؛ دانشنامه‌ی قرآن و قرآن‌پژوهی: به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، ج 2/ 1238.

[10] . محمد طاهر بن عاشور: پیشین، ج 11، ص 78؛ عبدالله محمود شحاته: پیشین، ص 55.

[11] . همان، ص 311؛ همان، ص 55، 223.

[12] . محمد طاهر بن عاشور: پیشین، ج 12، ص 197؛ خرمشاهی: همان، ص 1239.

[13] . محمد طاهر بن عاشور: همان، ج 13، ص 75.

[14] . همان، ص 177.

[15] . همان، ج 14، ص 5.

 


منبع :

قرآن در آینة پژوهش ـ عبدالمهدی جلالی

برگفته از سایت تبیان


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com