شکرگزار واقعی کیست؟
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: شکر گزار ، نعمت ، حدیث ، خدا

شکرگزار واقعی کیست؟

 

 


" شکر مطلق" این است که انسان همواره به یاد خدا باشد بى هیچگونه فراموشى، و در راه او گام بردارد بدون هیچگونه معصیت، و اطاعت فرمان او کند خالى از هر گونه سر پیچى، و مسلم است که این اوصاف در کمتر کسى جمع مى‏شود.


 

 

شکر دعا شاکر
شکرگزاران واقعى اندکند!!

در پایان آیه 13 سوره مبارکه سبا (در مقاله قبل) متذکر شدیم که خداوند در این آیه، بعد از ذکر مواهب خود، خطاب به دودمان حضرت داود مى‏فرماید:" اى آل داود شکرگزارى کنید" (اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً). اما عده کمى از بندگان  شکرگزارند"! (وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ) و توضیح دادیم که بدیهى است منظور از شکرگزارى تنها شکر با زبان باشد بلکه منظور" شکر در عمل" است، یعنى استفاده از مواهب در مسیر همان اهدافى که بخاطر آن آفریده و اعطا شده‏اند، و مسلم است کسانى که مواهب الهى را عموما در جاى خود به کار گیرند اندکى بیش نیستند. در این مقاله بنا داریم تا بخاطر اهمیت شکرگزاری به بحث و بررسی بیشتر در این مورد بپردازیم .

قبل از هر چیز در این زمینه توجه به ریشه اصلى لغت" شکر" لازم است:

" راغب " در" مفردات" مى‏گوید:" شکر" همان تصور نعمت و اظهار آن است، بعضى گفته‏اند در اصل" کشر" به معنى" کشف" (بر وزن آن) بوده است سپس مقلوب گشته و" شکر" شده است، و نقطه مقابل آن" کفر" است که فراموشى نعمت و پوشاندن آن مى‏باشد.

سپس به تقسیم " شکر" به شعب سه گانه: " شکر قلب" یعنى اندیشه در باره نعمت، و " شکر زبان" یعنى ثنا گفتن بر منعم، و " شکر سایر اعضا " یعنى قدردانى و پاسخگویى در برابر نعمت، پرداخته است.

تعبیر قرآن در آیه فوق به جمله" اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً " نشان مى‏دهد که شکر بیشتر از مقوله " عمل" است، و باید آن را در لابلاى اعمال انسان ارائه داد، و شاید به همین دلیل قرآن تعداد شکرگزاران واقعى را اندک شمرده است، و علاوه بر آیه مذکور، در آیه 23 سوره ملک بعد از آنکه نعمتهاى بزرگى همچون آفرینش گوش و چشم و دل را بر مى‏شمرد اضافه مى‏کند: قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ (کمتر شکر او را بجا مى‏آورید) و در آیه 73 نمل نیز آمده و" لکن أَکْثَرَهُمْ لا یَشْکُرُونَ " (بیشتر آنها شکرگزارى نمى‏کنند) این از یک سو.

از سوى دیگر با توجه به این نکته که نعمتهاى خداوند که سر تا پاى وجودانسان را احاطه کرده آن قدر زیاد است که قابل شماره و احصا نیست، چنان که قرآن مى‏گوید : " وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها " (ابراهیم- 34) روشن مى‏شود چرا شکر به مفهوم واقعیش در برابر تمام نعمتها به گونه‏اى که همه را بدون استثنا در طریق بندگى خدا که نعمتها براى آن آفریده شده است به کار گیرد کمتر یافت مى‏شود.

 

شکر مطلق چیست؟

به تعبیر دیگر، و به گفته بعضى از مفسران بزرگ،" شکر مطلق" این است که انسان همواره به یاد خدا باشد بى هیچگونه فراموشى، و در راه او گام بردارد بدون هیچگونه معصیت، و اطاعت فرمان او کند خالى از هر گونه سر پیچى، و مسلم است که این اوصاف در کمتر کسى جمع مى‏شود، و اینکه بعضى اصولا آن را محال پنداشته‏اند بى اساس است، و دلیل بر عدم آشنایى آنها به این مفاهیم و این مراحل از عبودیت است.( تفسیر المیزان ، جلد 4 ،صفحه 38)

دعا ، زن آفتاب

گاه گفته مى‏شود: اداى حق شکر پروردگار از یک نظر بسیار مشکل است، زیرا همین که انسان در مقام شکر بر مى‏آید و این توفیق نصیبش مى‏گردد و وسائل شکرگزارى در اختیارش قرار مى‏گیرد خود نعمت تازه‏اى است که نیاز به شکر مجددى دارد، و این موضوع به صورت تسلسل ادامه مى‏یابد، و هر چه انسان تلاش بیشتر در طریق شکر او مى‏کند مشمول نعمت افزونترى مى‏گردد که قادر بر شکر آن نیست! ولى با توجه به اینکه یکى از طرق اداى حق شکر الهى همان اظهار عجز از اداى شکر اوست روشن مى‏شود که قلیلى از بندگان پروردگار همانگونه که قرآن بیان فرموده به راستى در این مسیر قرار مى‏گیرند.

 

احادیثی پیرامون شکرگزاری

توجه به احادیث زیر مى‏تواند در این بحث به قدر کافى روشنگر باشد:

در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى‏خوانیم: " کسى پرسید آیا شکر پروردگار حدى دارد که اگر انسان به آن حد برسد شاکر محسوب شود؟ فرمود: آرى سؤال کرد: چگونه؟ فرمود: " یحمد اللَّه على کل نعمة علیه فى اهل و مال، و ان کان فیما انعم علیه فى ماله حق اداه: خدا را بر تمام نعمتهایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش کند، و اگر در اموالى که به او داده حقى باشد ادا نماید."( اصول کافى ،جلد 2 ، باب الشکر ،حدیث 12 و حدیث 10)

در حدیث دیگرى از همان امام همام مى‏خوانیم:

شکر النعمة اجتناب المحارم: " شکر نعمت پرهیز از گناه است ." (اصول کافى ،جلد 2 ، باب الشکر ،حدیث 12 و حدیث 10)

و نیز در حدیث دیگرى از همان حضرت علیه السلام آمده است که فرمود: « فیما اوحى اللَّه عز و جل الى موسى: یا موسى! اشکرنى حق شکرى، فقال یا رب! و کیف اشکرک حق شکرک و لیس من شکر اشکرک به الا و انت انعمت به على؟ قال یا موسى! الان شکرتنى حین علمت ان ذلک منى! :

" خداوند متعال به موسى وحى کرد اى موسى! حق شکر مرا بجاى آور، عرض کرد: چگونه حق شکر تو را بجا آورم در حالى که هر شکرى بجا آورم بخاطر آن نعمت تازه‏اى به من داده‏اى؟ فرمود: اى موسى الان شکر مرا بجاى آوردى، چون مى‏دانى همین توفیق نیز از من است "! ( اصول کافى ، باب الشکر ،حدیث 27)

شکرگزاری از بندگان خدا، شکرگزاری از خداوند است!

توجه به این نکته نیز لازم است که تشکر و قدردانى از کسانى که وسیله نعمتى براى انسان هستند نیز شعبه‏اى از شکر خداست، چنان که امام سجاد على بن الحسین (علیهما السلام) مى‏فرمایند: " روز قیامت که مى‏شود خداوند متعال به بعضى از بندگانش مى‏گوید: آیا شکر فلان کس را بجاى آوردى عرض مى‏کند: پروردگارا! من شکر تو را بجاى آوردم، خداوند مى‏فرماید: چون شکر او را بجا نیاوردى شکر مرا بجا نیاورده‏اى"!.

سپس افزودند: اشکرکم للَّه اشکرکم للناس: " از همه شما شکرگزارتر در پیشگاه خدا کسى است که بیشتر از نعمتها و زحمات مردم قدردانى و شکرگزارى کند ."(اصول کافى ،باب الشکر ،حدیث 30)

 

 

 

منابع:

1- تفسیر نمونه ج18

2- اصول کافى باب الشکر

3- تفسیر المیزان جلد 4

منبع: سایت تبیان   نویسنده: آمنه اسفندیاری


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com