عامل اساسی در سقوط انسان
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سقوط ، انسان ، متاع ، غفلت

 عامل اساسی در سقوط انسان

 

 


عامل سقوط انسان «غفلت» است. غفلت از مبدأ و معاد و وظایف انسان از مبدأ تا معاد، باعث مى‌شود انسان در حد حیوانیت و یا حتى پایین‌تر از آن تنزل پیدا کند. در مقابل، حرکت تکاملى انسان در گرو ادراک آگاهانه و توجه نسبت به مبدأ و معاد و مسیر صحیح بین آن دو است.


 

 

سقوط

صرف نظر از این‌که آیات و روایات در زمینه غفلت و عوامل آن چه مى‌گویند، به تجربه دریافته‌ایم که به طور کلى، عامل غفلت ما از یک مسأله، توجه به مسایل دیگر است. بارها اتفاق افتاده که مى‌خواسته‌ایم کارى را انجام دهیم اما در اثر مشغول شدن به کارها و مسایل دیگر، به کلى فراموشمان شده و از آن غافل شده ایم؛ مثلاً مى‌خواستیم سر راه چیزى تهیه کنیم، اما در این بین مسأله‌اى ذهنمان را به خود مشغول ساخته و پس از وارد شدن به منزل ناگهان متوجه شده‌ایم که فراموش کرده‌ایم آن چیز را تهیه کنیم.

یا مثلاً اگر در یک جلسه سخنرانى یا کلاس درس، تمام حواسمان به سخنران و معلم باشد، از این‌که کنار دستمان یا پشت سرمان چه کسى نشسته و یا این‌که در بیرون چه مى‌گذرد به کلى غافل مى‌شویم.

بنابراین به طور کلى «عامل غفلت از یک مسأله، توجه به مسایل دیگر است». آنچه که موجب مى‌شود ما از خدا، قیامت و وظایف خودمان نسبت به خدا و قیامت غافل شویم توجه به مسایل دیگر است. ما به طور طبیعى، گرایش ها، خواست ها و نیازهایى داریم و در اثر پرداختن به آنها از این مسایل اصلى غافل مى‌شویم.

مثلاً انسان نیاز به غذا، مسکن و پوشاک دارد. براى تهیه اینها باید تلاش کند و دنبال کسب و کارى برود. این کسب و کار هم یک روز و دو روز نیست، بلکه چون این نیازها همیشه و هر روز هست، کسب و کار و تحصیل درآمد هم باید به طور مستمر وجود داشته باشد. گاهى انسان به خود مى‌آید و مى‌بیند عمرى است شب و روز، فکر و ذکرش همین چیزها بوده و اصلاً فرصتى نیافته تا درباره مبدأ و معاد و مسیرى که بین مبدأ و معاد پیش رو دارد، بیندیشد!

خداوند نوشیدن مُسکرات را حرام کرده؛ چون باعث مى‌شود عقل انسان زایل گردد و دیگر نتواند به خدا توجه کند! یا مثلاً غنا و موسیقى هاى لهوى هم همین طور هستند. اگر انسان به این گونه چیزها عادت کند به کلى از خدا و قیامت و این طور مسایل غافل مى‌شود: وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ؛1 و برخى از مردم کسانى‌اند که سخن بیهوده را خریدارند تا [مردم را] بى [هیچ]دانشى از راه خدا گمراه کنند. (لقمان ،6)

اما همه امور این گونه نیستند که توجه به آنها انسان را به کلى از یاد خدا غافل کند؛ خداوند این گونه چیزها را حرام نکرده است. البته این چیزها زمینه این را دارند که انسان در اثر توجه به آنها از یاد خدا غافل شود، اما لزوماً این گونه نیستند؛ براى مثال، گاهى ممکن است برخى سرگرمى ها نظیر تماشاى بعضى از برنامه هاى تلویزیون یا گپ زدن با دوستان باعث گردد که انسان از نمازش هم غافل شود!

این گونه چیزها دو حیثیتى هستند؛ از یک سو مى‌توانند موجب غفلت انسان از یاد خدا گردند و از سوى دیگر، انسان اگر از قبل مقدماتى را در خود فراهم کرده باشد، بتواند از آنها در جهت کمال و توجه به خداوند نیز استفاده کند!

بنابراین چنان نیست که همه چیزهایى که جنبه حیوانى و مادى دارند، لزوماً و صد در صد غفلت آور باشند؛ بلکه بستگى به خود ما و شرایط روحى و نفسانى ما دارد. ما مى‌توانیم زمینه روحى و نفسانى را در خود چنان آماده کنیم که همین امورى که براى بسیارى از مردم موجب غفلت مى‌شوند، براى ما حتى نردبان صعود به قلل کمالات انسانى باشند!

 

مظاهر دنیوی، عاملی برای انداخته شدن در دام غفلت

یکى از مواردى که موجب غفلت دانسته شده و نسبت به آن هشدار داده شده توجه به مظاهر زندگى مادى نظیر مال، ثروت و زن و فرزند است. قرآن مى‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ؛1‌اى کسانى که ایمان آورده اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند. (منافقون، 9.)در جاى دیگر تکاثر و ثروت اندوزى را مایه غفلت دانسته است: أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ . حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ؛2 تفاخر به بیشتر داشتن شما را غافل داشت؛ تا کارتان به گورستان رسید!.( تکاثر ، 1ـ2.)

غفلت

علاقه به مال و این‌که انسان بخواهد روز به روز بر ثروتش بیفزاید و موجودى حساب بانکى‌اش را افزایش دهد، موجب غفلت انسان از خدا و قبر و قیامت مى‌گردد. نفسِ مال و ثروت و زن و فرزند بد نیست؛ به همین دلیل هم قرآن و اسلام اصل توجه به آنها را حرام نکرده است؛ اما هشدار داده که مراقب باشید زمینه غفلت در آنها هست.

این طور نیست که هرکس بخواهد به یاد خدا باشد باید زندگى خود را تعطیل کند و با کار و کسب و زن و فرزند وداع گوید و فقط صبح تا شام به ذکر و عبادت خدا مشغول باشد! آرى، مى‌توان به کسب و کار و زندگى عادى مشغول بود و در عین حال از خدا غافل نگشت؛ قرآن از کسانى یاد مى‌کند که کسب و تجارت و تحصیل درآمد موجب بازداشتن آنها از یاد خدا نمى‌گردد: « رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ ؛1 مردانى که نه تجارت و نه داد و ستد آنان را از یاد خدا غافل نمى‌کند. نمى‌فرماید تجارت و داد و ستد نمى‌کنند .( نور ، 37)

 

چگونه در معرض غفلت قرار نگیریم ؟

راز این مسأله در «وسیله انگارى» یا «هدف انگارى» مظاهر مادى و دنیوى است. آن گاه که کسب و کار و مال و ثروت و فرزند به صورت هدف در آیند و قبله آمال انسان قرار گیرند، هنگامى است که مانع از «ذکر خدا» و موجب غفلت انسان مى‌گردند. اما اگر کسى به همه اینها به صورت ابزار نگاه کرد و آنها را وسیله‌اى براى کسب رضایت خداوند و رسیدن به آخرت قرار داد، هیچ‌گاه موجب غفلت او نخواهد شد.

در این زمینه امیرالمؤمنین (علیه السلام) تعبیرى بسیار عالى دارند؛ تعبیرى بسیار کوتاه و در عین حال بسیار پرمعنا و بلند. حضرت مى‌فرمایند: « مَنْ تَبَصَّرَ بِالدُّنْیا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ اَبْصَرَ اِلَیْها اَعْمَتْهُ؛1 کسى که به دیده عبرت به دنیا نگریست، دنیا او را بینا کرد و کسى که به زینت هاى آن خیره شد، او را کور کرد.»( نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فیض الاسلام ، خ 81.)

دنیا هم مى‌تواند به ما بصیرت و بینایى بدهد و هم مى‌تواند موجب کورى و گمراهى ما گردد. اگر نگاهتان نگاه ابزارى و آلى باشد، به شما بصیرت خواهد داد، و اگر نگاهتان نگاه هدفى و استقلالى باشد شما را نابینا خواهد کرد. نظیر عینکى است که انسان به چشم مى‌زند؛ گاهى شما با عینک و از پشت شیشه هاى آن، افراد و اشیا را مى‌بینید؛ این جا عینک کمک مى‌کند بهتر ببینید. اما اگر کسى وقتى به خود شیشه هاى عینک نگاه کند، نه تنها به دید بهتر او کمک نخواهد کرد، بلکه چشم او را ضعیف‌تر مى‌کند و از دیدن اشیاء مطلوبش بازمى دارد.

به عبارتی می توان گفت : مظاهر دنیا، هم مى‌توانند اسباب غفلت باشند و هم مى‌توانند موجبات تکامل انسان را فراهم آورند؛ بستگى به نوع برخورد ما با دنیا دارد. اگر انسان از قبلْ زمینه هایى را در خود به وجود آورده باشد، با هر مظهرى از مظاهر دنیایى که روبرو مى‌شود آن را نعمت خدا مى‌بیند؛ از این رو با دیدن آن نه تنها غافل نمى‌شود، که به یاد خدا مى‌افتد.

« لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ ؛ هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید. (آل عمران ،3) انسان باید در راه خدا انفاق کند و براى انفاق، آن پول، آن لباس و آن چیزى را هم بدهد که خیلى آن را دوست دارد. این کار باعث مى‌شود محبت مال در دلش خانه نکند و بت او نگردد.

"متاع الغرور" چیست؟

انسان آن قدر به مال علاقه دارد که گاهى انفاق هم که مى‌کند، سعى مى‌کند از اسکناس هاى کهنه بدهد و اسکناس هاى نو و تمیز را نگاه دارد!

این، آغاز علاقه و نگاه استقلالى است که خطرناک است. از این رو حتى باید سعى کند به هنگام انفاق نوترین اسکناسش را بدهد! اگر انسان به این مسایل توجه نکند آن وقت است که این مال «متاع الغرور» مى‌شود. اگر در این دام افتاد بیرون آمدن از آن مشکل است. باید از همان ابتدا با انفاق نگذارد این علاقه شکل بگیرد.

 

عوامل غفلت زدا را دریابیم!

راه رهایی انسان از غفلت و آثار و پیامدهای زیانبار آن، بهره گیری از عقل و تفکر در هستی در کنار تزکیه نفس می باشد. به این معنا که تعلیم و تزکیه به عنوان دو عامل مهم در رهایی از غفلت بسیار مهم است؛ زیرا غفلت زمانی پدید می آید که انسان نسبت به هستی و فلسفه آفرینش غافل شود و با سرگرم شدن در امور مادی و دنیوی و پاسخ گویی به نیازهای طبیعی و غریزی، خدا و اهدافش را فراموش کند.

 

سختی ها و گرفتاری ها راهی برای غفلت زدایی

خداوند گاه برای بیدار کردن آدمی، از علل و عواملی چون سختی ها و مجازات و گرفتاری ها بهره می گیرد. از این رو برخی از فشارها و تنگناها به عنوان عوامل غفلت زدا مورد توجه است. آیات بسیاری به این مهم توجه داده است که از آن جمله می توان به آیه 12 سوره یونس و آیه 67 سوره اسراء و 33 سوره روم و 8 سوره زمر اشاره کرد.

خواندن قرآن و توجه به تذکرات قرآن (انبیاء آیه 1 و 2 و نور آیه 1 و قصص آیه 51 و مانند آن) و یاد خداوند در صبح و عصر، زداینده غفلت انسان از خداست. (اعراف ،205)

 

 

 

منابع :

سایت حوزه

بیانات آیت الله سبحانی

بیانات  آیت الله مصباح یزدی

بیانات آیت الله صافی

منبع: سایت تبیان   نویسنده: زهرا اجلال


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com