وقتی مرگ ملتی فرا می رسد
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: مرگ ، اجل ، آدمی ، قرآن

وقتی مرگ ملتی فرا می رسد

منبع: سایت تبیان نویسنده: زهرا رضائیان

 


قرآن کریم برای امت ها (جامعه ها) سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قائل است. بدیهی است که اگر امت وجود عینی نداشته باشد، سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصیان معنی ندارد. این ها دلیل آن است که قرآن به نوعی حیات قائل است که حیات جمعی و اجتماعی است. حیات جمعی صرفاً یک تشبیه و تمثیل نیست، یک حقیقت است؛ همچنان که مرگ جمعی نیز یک حقیقت است.


وقتی مرگ فرا برسد...

 

 

کمال انسان و کمال موجودات عالم طبعیعت به این است که در همین زمان معلوم و اجل محدود که برای آن ها مقدّر شده است، خود را کامل کنند. نمی توانند از دایره این زمان پا بیرون نهند و بر اجل خود پیشی گیرند و یا آن را تمدید نموده و به تأخیر اندازند. هیچ گاه موجودات مادّی و طبعی که دارای مادّه و طبع هستند، نمی توانند از این قانون کلّی خارج شده و زوال و فنا و محدودیّت اجل و زمان زندگی خود را به بقاء و دوام و استمرار و ابدیّت تبدیل بنمایند. این حقیقت مستفاد از آیات صریحه قرآن است.

اجل به معناى هنگام، زمان، وقت معین و محدود، نهایت زمان عمر، هنگام مرگ، مدت تعیین شده براى امور مثل نهایت مدت براى اداى قرض و پایان عمر انسان ‌ها، امّت ‌ها و موجودات است.1

 

اجل امت ها به دست کیست؟

قرآن کریم برای امت ها (جامعه ها) سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قائل است.2 بدیهی است که اگر امت وجود عینی نداشته باشد، سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصیان معنی ندارد. این ها دلیل آن است که قرآن به نوعی حیات قائل است که حیات جمعی و اجتماعی است. حیات جمعی صرفاً یک تشبیه و تمثیل نیست، یک حقیقت است؛ همچنان که مرگ جمعی نیز یک حقیقت است.

از نظر قرآن امّت ‌ها داراى اجل مسمّى (تعیین شده) و تغییرناپذیر هستند:

«وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ»؛ «برای هر قوم و جمعیّتی، زمان و سرآمد (معیّنی) است؛ و هنگامی که سرآمد آن ها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می‏کنند، و نه بر آن پیشی می‏ گیرند».3

«أَ فَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فی مَساکِنِهِمْ إِنَّ فی ذلِکَ َلآیاتٍ ِلأُولِی النُّهی* وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکانَ لِزامًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی»؛ «آیا برای هدایت آنان کافی نیست که بسیاری از نسل های پیشین را (که طغیان و فساد کردند) هلاک نمودیم، و این ها در مسکن های (ویران شده) آنان راه می‏ روند! مسلّماً در این امر، نشانه ‏های روشنی برای خردمندان است و اگر سنّت و تقدیر پروردگارت و ملاحظه زمان مقرّر نبود، عذاب الهی به زودی دامان آنان را می‏ گرفت».4

جوامع، با اعراض از دعوت الهی، رفتاری را در پیش می گیرند که زمینه را برای انزال عذاب های الهی فراهم می آورد و بلایای به ظاهر طبیعی چون توفان و زمین لرزه و سیل و قحطی و مانند آن موجب می شود تا جامعه در وضعیتی قرارگیرد که استقرار و امنیت و آسایش نداشته باشد و از درون بپاشد و به جای همگرایی و اتفاق و عدالت، واگرایی و تفرقه و ظلم جانشین آن شود و مردم به جان هم بیفتند و دولت و نظام سیاسی و اجتماعی از میان برود، به گونه ای که دیگر جامعه ای برقرار نماند.

از نظر قرآن امّت‌ ها داراى اجل معلّق و قابل تغییر نیز هستند: «أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فی أَفْواهِهِمْ وَ قالُوا إِنّا کَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّا
قرآن

لَفی شَکٍّ مِمّا تَدْعُونَنا إِلَیْهِ مُریبٍ* قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّهِ شَکٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُریدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمّا کانَ یَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبینٍ»؛ «آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، به شما نرسید؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و آن ها که پس از ایشان بودند؛ همان ها که جز خداوند از آنان آگاه نیست؛ پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی آن ها (از روی تعجّب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ اید، کافریم و نسبت به آنچه ما را به سوی آن می ‏خوانید، شکّ و تردید داریم. رسولان آن ها گفتند: آیا در خدا شکّ است؟! خدایی که آسمان ها و زمین را آفریده؛ او شما را دعوت می ‏کند تا گناهانتان را ببخشد و تا موعد مقرّری شما را باقی گذارد! آن ها گفتند: (ما اینها را نمی ‏فهمیم! همین اندازه می‏ دانیم که) شما انسان هایی همانند ما هستید، می‏ خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‏ پرستیدند، بازدارید؛ شما دلیل و معجزه روشنی برای ما بیاورید».5

 

پایان عمر امت ها خارج از اختیار آدمی است!

برخی از امت ها و جوامع همانند انسان هایی که قتلی را انجام داده اند، مجازات شده و به دار آویخته شده و از میان می روند. این همان چیزی است که از آن به عنوان کیفر و مجازات امت ها یاد می شود. البته قرآن گزارش می کند که برخی از امت ها و جوامع به سبب آنکه در آخرین لحظه ها تغییر مسیر داده و راه درست را طی کرده اند، از مجازات رسته و مدتی دیگر به زندگی ادامه داده اند. این بدان معناست که هماره گروه هایی از انسان های هدایت یافته در جوامع وجود داشته اند که آنان را از انتخاب نادرست باز می داشتند و به آنان هشدارهای لازم و کافی را می دادند تا در مسیر کمالی حرکت کنند و به سوی تباهی و نابودی گام برندارند.

اما حقیقتی که باید در نظر گرفت، این است که پایان و سرآمد عمر امّت‌ ها، خارج از اختیار آنان است: «وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ»؛ « برای هر قوم و جمعیّتی، زمان و سرآمد (معیّنی) است؛ و هنگامی که سرآمد آن ها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می‏ کنند، و نه بر آن پیشی می‏ گیرند».6

همچنین قرآن به حقیقت دیگری اشاره میکند و می فرماید عدم تقدیم و تأخیر اجل امّت‌ ها، سنّت حاکم بر آنان است: «وَ ما أَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ وَ لَها کِتابٌ مَعْلُومٌ* ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما یَسْتَأْخِرُونَ»؛ «ما اهل هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم، مگر اینکه اجل معیّن (و زمان تغییر ناپذیری) داشتند! هیچ گروهی از اجل خود پیشی نمی‏ گیرد؛ و از آن عقب نخواهد افتاد».

 

 

 

پی نوشت ها :

1. مفردات ‌راغب، العین، مجمع‌البیان، ج3 و 4.

2. تفسیر المیزان، ج 4، ص 102.

3. اعراف: 34.

4. طه: 129-128.

5. ابراهیم: 10-9.

6. اعراف: 34.

7. حجر: 4 و 5.


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com