سوره ای که پیامبر (ص) را پیر کرد!
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧  کلمات کلیدی: پیامبر ، سوره

سوره ای که پیامبر (ص) را پیر کرد!

                                منبع: سایت تبیان              نویسنده:آمنه اسفندیاری

سوره ای که پیامبر(ص) را پیر کرد! 

سیماى سوره‏ى هود

این سوره که یکصد و بیست و سه آیه دارد در سال‏هاى آخر حضور پیامبر(صلى اللَّه علیه و آله) در مکّه نازل شده است، سال‏هایى که به جهت وفات حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه مسلمانان در شرایط بسیار سختى بسر مى‏بردند و فشار دشمن و تبلیغات خشن و زهرآگینش بیش از هر زمان دیگر احساس مى‏شد. به همین جهت در آغاز این سوره، تعبیراتى که جنبه دلدارى و تسلى نسبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان دارد دیده مى‏شود. در این سوره پنج مرتبه نام حضرت هود(علیه السلام) آمده است که برابر با تکرار این نام در باقى قرآن است.

 

محتوای این سوره‏

محتواى این سوره، تاریخ پیامبران و به خصوص حضرت نوح(علیه السلام) و توجه به مسائل اعتقادى است.

از دقت در تاریخ انبیا استفاده مى‏شود که حرکت انبیا یک جریان مستمر تاریخى است، نه یک حادثه‏ى زودگذر. تاریخ پیامبران و اقوام آنان قانونمند است و مطالعه‏ى آن رمز سقوط یا عزّت ملت‏ها را روشن مى‏سازد و نشان مى‏دهد که دین از جامعه جدا نیست و سرنوشت جامعه بستگى تمام به دین و آئین مردم آن جامعه دارد.

قسمت عمده آیات سوره را سرگذشت پیامبران پیشین مخصوصا "نوح" که با وجود نفرات کم بر دشمنان بسیار پیروز شدند تشکیل مى‏دهد. ذکر این سرگذشتها هم وسیله آرامش خاطر براى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در برابر آن انبوه دشمنان بوده، و هم درس عبرتى براى مخالفان نیرومندشان.

به هر حال آیات این سوره، همانند سایر سوره‏هاى مکى، اصول معارف اسلام مخصوصا «مبارزه با شرک و بت‏پرستى» و توجیه به «معاد و جهان پس از مرگ» و «صدق دعوت پیامبر» را تشریح مى‏کند، و در لابلاى مباحث، تهدیدهاى شدیدى نسبت به دشمنان، و دستورهاى مؤکدى در زمینه استقامت به مؤمنان، دیده مى‏شود.

در این سوره علاوه بر حالات نوح پیامبر و مبارزات شدیدش به سرگذشت هود و صالح و ابراهیم و لوط و موسى و مبارزات دامنه دارشان بر ضد شرک و کفر و انحراف و ستمگرى اشاره شده است.

قسمت عمده آیات سوره را سرگذشت پیامبران پیشین مخصوصا "نوح" که با وجود نفرات کم بر دشمنان بسیار پیروز شدند تشکیل مى‏دهد. ذکر این سرگذشتها هم وسیله آرامش خاطر براى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در برابر آن انبوه دشمنان بوده، و هم درس عبرتى براى مخالفان نیرومندشان

و نکته دیگرى که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که بسیارى از آیات این سوره تاکیدى است بر مطالبى که در سوره قبل یعنى سوره یونس آمده است، و مخصوصا آغازش درست شبیه همان آغاز، و نیز در بسیارى از موارد تاکید بر همان مسائل است.

 

فضیلت این سوره‏

سوره ای که پیامبر(ص) را پیر کرد!

در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است:

«من قرء هذه السورة اعطى من الاجر و الثواب بعدد من صدق هودا و الانبیاء علیهم السلام، و من کذب بهم، و کان یوم القیامة فى درجة الشهداء، و حوسب حسابا یسیرا»؛ " کسى که این سوره را بخواند، پاداش و ثوابى به تعداد کسانى که به هود و سایر پیامبران ایمان آوردند و کسانى که آنها را انکار نمودند خواهد داشت، و روز قیامت در مقام شهداء قرار مى‏گیرد، و حساب آسانى خواهد داشت." (تفسیر برهان، ج 2، ص 206)

امام باقر(علیه السلام) فرمود: «کسى که سوره هود را در همه جمعه‏ها بخواند، خداوند او را روز رستاخیز در زمره پیامبران بر انگیزد و حساب را بر او آسان گیرد و در آخرت گناهى که مرتکب آن شده باشد نخواهد داشت.» (مجمع البیان، ج 5، ص 140)

نیز از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: "کسى که این سوره را بنویسد و با خود داشته باشد، خداوند نیروى فوق العاده‏اى به او خواهد داد، و کسى که آن را به همراه داشته باشد و با دشمن بجنگد بر او پیروز و غالب مى‏شود تا آنجا که هر کس او را ببیند از او مى‏ترسد"! (تفسیر برهان، ج 2، ص 206)

اگرچه افراد ظاهربین و راحت طلب از اینگونه احادیث چنین برداشت مى‏کنند که فقط بودن خط و نقش قرآن با انسان براى رسیدن به این هدفها کافى است، ولى روشن است که منظور از داشتن اینها با خود آن است که همچون یک دستورالعمل و برنامه زندگى همراه داشته باشد، پیوسته این برنامه را بخواند و مو به مو اجرا کند، و مسلما چنین کار آن همه آثار را نیز خواهد داشت، چرا این که در این سوره دستور استقامت، مبارزه با فساد، همبستگى در راه هدف و قسمت زیادى از تجربیات و تاریخ اقوام پیشین که هر کدام از آنها یک درس پیروزى بر دشمن است، وجود دارد.

بعضى از مفسران نقل کرده‏اند که یکى از دانشمندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در خواب دید، و از حضرتش سؤال کرد، اینکه از شما نقل شده "سوره هود مرا پیر کرد" آیا علتش بیان سرگذشت امتهاى پیشین و هلاک آنها است، فرمود: نه، علتش آیه" فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ ..." بود

این سوره مرا پیر کرد!

سوره ای که پیامبر(ص) را پیر کرد!

در حدیث معروفى مى‏خوانیم که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «شیبتنى سوره هود»؛ "سوره هود مرا پیر کرد"! (نور الثقلین، ج 2، ص 334) و یا این که هنگامى که یارانش عرضه داشتند آثار پیرى زودرس در چهره شما اى رسول خدا نمایان شده، فرمود: «شیبتنى هود و الواقعة»؛ "سوره هود و واقعه مرا پیر کرد"! (مجمع البیان، ذیل آیه 118 همین سوره) و در بعضى از روایات سوره "مرسلات" و "عم یتساءلون" و "تکویر" و غیر آن نیز اضافه شده است. (روح المعانى، ج 11، ص 179)

و از ابن عباس در تفسیر این حدیث چنین نقل شده که: هیچ آیه‏اى بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) شدیدتر و دشوارتر از آیه" فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ" ... (استقامت کن آن چنان که دستور یافته‏اى و همچنین کسانى که با تو هستند) نبود. (مجمع البیان ذیل آیه 118 همین سوره) از اینجا کاملا می توان احساس کرد که بی صبری یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله) تا چه اندازه باعث زجر آن حضرت بوده است.

بعضى از مفسران نقل کرده‏اند که یکى از دانشمندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در خواب دید، و از حضرتش سؤال کرد، اینکه از شما نقل شده "سوره هود مرا پیر کرد" آیا علتش بیان سرگذشت امتهاى پیشین و هلاک آنها است، فرمود: نه، علتش آیه" فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ ..." بود. (روح المعانى، ج 11، ص 179)

به هر حال این سوره علاوه بر این آیه، آیات تکان دهنده‏اى مربوط به قیامت و بازپرسى در آن دادگاه عدل الهى و آیاتى پیرامون مجازات اقوام پیشین و دستوراتى درباره مبارزه با فساد دارد که همگى مسئولیت آفرین است، و جاى تعجب نیست که اندیشه در این مسئولیتها آدمى را پیر کند.

اگر از جانب خویش، نعمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود! اینطور به نظر می رسد که نه هر نعمتى نشانه‏ى محبّت خداست و نه گرفتن هر نعمتى، نشانه‏ى قهر و غضب‏ اوست، بلکه چه بسا آزمایش الهى است. ولی چون انسان حکمت الهى و مصالح را نمى‏داند، زود قضاوت مى‏کند، مأیوس مى‏شود و کفر مى‏ورزد

نه هر نعمتی لطف اوست و نه هر نقمت، قهر او!

وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَیَؤُسٌ کَفُورٌ (9)

و اگر از جانب خویش، نعمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود! اینطور به نظر می رسد که نه هر نعمتى نشانه‏ى محبّت خداست و نه گرفتن هر نعمتى، نشانه‏ى قهر و غضب‏ اوست، بلکه چه بسا آزمایش الهى است. ولی چون انسان حکمت الهى و مصالح را نمى‏داند، زود قضاوت مى‏کند، مأیوس مى‏شود و کفر مى‏ورزد.

کامیابى‏هاى انسان تنها در حدّ چشیدن است. «أَذَقْنَا الْإِنْسانَ ...» و نعمت‏هاى الهى، فضل و رحمت خداست، نه استحقاق ما، پس اگر مدتی طولانی از نعمتهایش بهره مند شدیم نباید مغرور شویم و باید بدانیم که دادن‏ها و گرفتن‏ها به دست اوست و گرفتن رحمت از انسان، براى او سخت است. («نَزَعْناها»= «نزع» کشیدن همراه با سختى است) اما انسان کم ظرفیّت است و با از دست دادن هر نعمتى، از رحمت گسترده‏ى الهى مأیوس مى‏شود.

«ثُمَّ نَزَعْناها» ... «إِنَّهُ لَیَؤُسٌ» در حالی که  ایمان ما به خداوند نباید وابسته به کامیابى‏ها و شیرینى‏هاى زندگى باشد و نیز باید بدانیم که طبق این آیه یأس از رحمت خداوند، مقدّمه‏ى کفر و ناسپاسى است. «إِنَّهُ لَیَؤُسٌ کَفُورٌ» و همینطور: (آیه‏ى 87 سوره یوسف مى‏فرماید: «لا ییأس من روح اللَّه الّا القوم الکافرین»)

 

منابع:

1- تفسیر نور ج 5

2- تفسیر نمونه ج 9

3- تفسیر هدایت ج 5

4- تفسیر برهان ج 2

5- تفسیر مجمع البیان ج 5

6- روح المعانی ج 11

7- نورالثقلین ج 2


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com