انواع لباس در قرآن (4)
ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: لباس ، بهشت ، جهنم ، قرآن

گفتارچهارم: لباس بهشتی و جهنّمی

لباس بهشتی:
 

بیان گردیدکه جهاد دری ازدرهای بهشت است،وتقوا حافظ ایمان است وجز با جهاد درراه خدا حفظ نمی‌شود،دراین میان،خداوند به مجاهدانِ درراهش ومتقّین، بشارت ومژده‌ی بهشت‌هایی را می‌دهدکه درآن با لباسهای فاخرونفیس جاودانه می‌مانند:«اِنّ الذین آمنوا وعملوا الصالحات،انّا نضیع اَجرَمَن اَحسَنَ عملاً،اولئک لهم جَناتُ عَدنٍ تجری من تحتهم الانهار،یُحَلّون مِن أساور مِن ذَهَبٍ و یَلبسِون ثیابا خُضراً مِن سُندسٍ واستبرقٍ متکئین فیها علی الارائک،نِعم الثواب و حَسُنَت مرتفَقَاً:آنان که ایمان آوردند وکارنیکو انجام دادند،ما اجر هر که را که نیکو انجام دهد از بین نمی‌بریم،آنها باغهای جاودانه‌ای دارندکه جویبارها از زیرشان جاری است،آنها با دستبندهایی ازطلا آراسته می‌شوند و لباس‌های سبزی ازحریرو دیبا می‌پوشند، و در بهشت برتختها تکیه می‌دهند،چه نیکو اجروآرامگاهی است»(50).شرح لغات:خضرا: بر وزن قفل وجمع اخضر است به معنای سبز رنگ(51)السندس:مفردآن سندسه است و به معنای لباس نازک از حریر ودیبا می‌باشد.(52)استبرق:لباسی ضخیم وبراق ازدیبا وابریشم است.(53)دو واژه‌ی«سندس واستبرق»سه باردرقرآن مجید بکار رفته است:(سوره‌های کهف/31 ؛دخان/53 وانسان/21).ملافتح الله کاشانی درتفسیراین آیه می‌نویسد: (54) «اخضرار ثیاب(سبزبودن لباس)به جهت آن است که خضرت وسبزی،حسن الوان است و طراوتش اکثر و سندس و استبرق نیزجمع بین‌النوعین است که براین آیه دلالت دارد:«فیها ما تشتهیه الأنفسُ وتلذّ الأعینُ:درآنجا هرچه نفوس را برآن میل است و چشمها را شوق و لذت،مهیّا باشد».(55)مفهوم آیه بیانگر دو نوع لباس وجامه‌ی بهشتی است که یکی لباس سبز ازابریشم و حریر نازک و دیگری از ابریشم وحریر ضخیم و زربفت است.(56)برخی ازاهل لغت ومفسران نیزبراین عقیده‌اند که سندس ازبرای لباس است،واستبرق ازبرای افتراش(57).وعده‌ای نیز این دو واژه را فارسی دانسته‌اندکه به زبان عربی داخل شده‌اند(58)البته دربهشت گرماوسرمای شدیدی وجود نداردتا بوسیله پوشیدن لباس رفع شود،بلکه اینها اشاره به لباس‌های متنوع وگوناگون بهشتی است،مسلماً الفاظ وکلمات ماکه برای رفع حاجت درزندگی روزمره‌ی دنیا وضع شده است قادر نیست،مسائل آن جهان بزرگ وکامل راتوصیف کندبلکه تنها می‌تواندماننداین آیه اشاراتی به آن باشد،هرچند که بعضی نیز تفاوت این لباسها را اشاره به تفاوت مقام قرب بهشتیان دانسته‌اند.(59)واین جامه‌های فاخرنیست مگر ازآن کسانیکه در این دنیا ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند و فریب شیطان را نخوردند :
« ان الله یدخل الذین امنوا وعملواالصالحات جنّات تجری من تحتها الأنهار یُحلّون فیها من أساور مِن ذهبٍ ولؤلؤولباسُهم فیها حریر:قطعاً خداوندکسانیکه ایمان آورندونیکوکار شدندرا داخل باغهایی ازبهشت میکند که اززیرش جویبارها جاری است،درآنجا با دستبندهایی ازطلا ومروارید آراسته می‌شوند ولباس آنها درآنجا حریراست».(60)

لباس جهنمی :
 

لباس بهشتی ازآن کسانی خواهد بود که دو ویژگی داشته باشند؛ایمان و عمل صالح،و بهره‌مندی ازاین لباس مخصوص کسانی خواهدبود که واردبهشت می‌شوند.لیکن آنها که بخاطراعمالشان به جهنم می‌رونددرآنجا باید لباس خاص آن مکان را بپوشند.
خداونددرسوره ابراهیم آیه 49و50 دروصف لباس جهنمیان چنین فرموده است:
« و تری المجرمین یومئذٍ مقرّنین فی الأصفاد سرابیلهم من قطران تغشی فی وجوههم النار: درآن روز گناهکاران را می‌بینی که درزیر چرخ قهر خداوند قرار دارند،پیراهن‌هایشان ازمس گداخته‌ی آتشین است و شعله‌ی آتش چهره‌ی آنها را می‌پوشاند. سرابیل: جمع سربال به معنای پیراهن از هر جنس که باشد،است و قطران درخواندن آن سه وجه آمده است:فتح قاف و کسر طاء، فتح قاف وسکون طاء ،کسرقاف و سکون طاءو آن را « قطرآن»،هم خوانده‌اند،به معنای مس مذاب که به نهایت حرارت رسیده است(61) شیخ طبرسی می گوید: قطران چیزی است سیاه، بد بو و چسبنده که بربدن شتر می‌مالند.(62)
این ماده از درختی به نام «ابهل»گرفته می‌شود و آن را می‌جوشانند تا سفت شود و جسمی سیاه، بد بو و قابل اشتعال بدست آید(63).با توجه به این مشخصات می‌توان قیر و مشتقات مواد نفتی رامعادل این ماده در نظر گرفت ، بهرحال مفهوم جمله « سرابیلهم من قطران» این است که به جای لباس ، بدن‌های آنان را ازنوعی مادهّ‌ی سیاهرنگ و بدبوی قابل اشتعال می‌پوشانند، لباسی که هم زشت و بد منظر است و هم بد بو و قابل ‌سوختن و شعله ‌و رشدن و با داشتن این عیوب، بدترین نوع لباس محسوب می‌شود، چرا که لباس را برای آن می‌پوشندکه زینت انسان باشدو نیز او را ازسرما وگرما حفظ کند درحالیکه این لباس هم زشت است و هم‌ سوزاننده و مضّر.سید قطب درتفسیرفی ظلال القرآن به طرز بسیار زیبایی این آیات را تفسیر کرده است.ایشان معتقد است که این آیات گویی صحنه‌هایی ازحلقه‌های یک فیلم هستندوخداوند به شکلی متوالی عذاب کافران وپاداش متقین را به تصویر می‌کشد:فاما الذین کفروا قطعت لهم ثیاب من نار،یصیب من فوق رؤوسهم الحمیم،یصهر به مانی بطونهم و الجلودولهم مقامع من حریر،ذوقوا عذاب الحریق.هذه ثیاب من النار تقطع وتفصل وهذا حمیم ساخن یصیب من فوق الرؤوس وهذا هو العذاب یشتّدویتجاوزالطاقه واما الذین آمنوا فهم هنالک فی الجنّات تجری من تحتها الانهار،وملابسهم لم تقطع من النار إنما فصلت من الحریرولهم فوقها حلی من الذهب واللؤلؤ هولاء فی نعمه الطمانینه و الیسرو التوفیق هنا مشهدمن مشاهده القیامه یتجلّی فیه الاکرام و الهوان،فی صوره واقع شهید کأنه معروض للعیان(64) :آنانکه کفر ورزیدند لباسهایی ازآتش آنها را در بر می‌گیرد و آتش‌گداخته برسرآنها فرودآیدو شکمهاوپوستهایشان را می‌سوازند واین عذابی سخت وطاقت‌فرسا است ودرمقابل کسانیکه ایمان آورده‌انددربهشتهایی جاویدان سکنی‌گیرند ولباس‌هایشان از حریر و ابریشم است که با حلّه‌های طلا و مروارید تزیین شده‌اند و این آیات صحنه‌ای ازصحنه‌های روز قیامت هستند که درآن بوضوح اکرام واحترام بهشتیان وذلت وخواری جهنمیان به‌تصویر‌کشیده‌شده است.درحقیقت«قطران»که درجهان دیگر لباس جهنمیان را تشکیل می‌دهدگوئی تجسمی ازاعمال آنان دراین جهان است و منظور از پوشانده ‌شدن صورتشان به شعله‌های آتش این است که وقتی لباس قطران شعله‌ورشود نه تنها اندام بلکه صورتهای آنان را هم که به قطران آلوده نیست را درمیان شعله‌هایش می‌سوازند(65)


نتیجه گیری
درکتاب الهی از پنج نوع لباس نام برده شده است:لباس ظاهری که ازآن به عنوان نعمت و هبه یاد فرموده و انسان باید نسبت به این نعمت شاکر باشد و از مسئله شب و وضع زندگی زن و مرد نسبت به یکدیگر و اینکه هر یک برای دیگری ازجهاتی به منزله‌ی پوشش‌اند، تعبیر به لباس طبیعی نموده است. پس از آن لباس تقوا را که در دنیا انسان را ازتمام آلودگی‌های اعتقادی، عملی و اخلاقی حفظ کرده و درآخرت از عذاب الهی درامان می‌دارد، نام برده است و در پایان به لباس‌های سبز حریر و دیبای بهشتیان و پیراهن‌های آغشته به مس گداخته‌ی جهنمیان اشاره نموده است. شایسته است که انسان دراین دنیا خود را ملبس به لباس تقوا کندو از لباس ظاهر جهت عبادت وخدمت به خلق بهره بَردو از لباس طبیعی نیز برای رضای دوست استفاده کند تا در جهان آخرت لباس بهشتی بر او پوشانده شود و ازلباس عذاب در امان ماند.

پی نوشت ها :
 

- ق/ 6 .
2 - اعراف/26.
3- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ،ج3 ،ص340 .
4 -علامه مجلسی، بحار الانوار، ج83 ، باب 45 (الادعیه والاذکار عندالصباح والمساء ،ص240).
5 - بقره/187 .
6- نباء/10.
7 - اعراف/26.
8 - نحل/112.
9 - میرزا ابوالحسن، آیه ا... شعرانی ، نثر طوبی، ج2، (تهران ، انتشارات اسلامیه ، 1398 ق) ، ص355.
10 - ابن منظور، لسان العرب، ج6، (بیروت ، داراحیاء التراث العربی ، 1405 ق) ، ص202 .
11 -کهف/31.
12 - سید علی اکبر، قرشی، قاموس قرآن، ج5 ، (تهران ، دار الکتب الاسلامیه، 1352ش)، ص187 .
13 - علی اکبر،دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج42،(تهران ، موسسه لغتنامه دهخدا، 1364ش)، ص107.
14 - دهخدا، همان، ج 13، ص 528 .
15 - حسن ، انوری، فرهنگ سخن ،ج 2 ،( تهران، انتشارت سخن،1381ش) ص1447.
16 - محمد ، معین ، فرهنگ معین، ج ا ، (تهران ، انتشارات امیر کبیر ، 1376ش) ، ص836 .
17 - نحل/14.
18- نحل/81.
19- میرزای نوری ، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ،ج 3، ص 254، باب کراهه لبس الصوف والشعرالامن عله ص 254 شماره 3516.
20- اعراف/32و31.
21- آیه ا... مکارم، تفسیر نمونه ، ج 6 ، ص147.
22 - اعراف/22.
23 - علامه مجلسی، پیشین،ج11، ص 161، باب 3 ، (ارتکاب ترک الاولی ومعناه )
24 - اعراف/12.
25 - شیخ حرعاملی ، پیشین ،ج 3، ص 347، باب عدم کراهه لبس الثیاب الفاخره الثمینه
26- شیخ طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 9، ص 86 .
27 - محمد رشید،رضا، تفسیر القرآن، ج 8 ، ( مصر، دارالمنار، 1373ش) ص383.
28 - اعراف/12.
29- شیخ حرعاملی ، پیشین ،ج 3، ص 368 . باب تحریم الاختیال والتبختر.
30- شیخ حسن فرزند شیخ طبرسى‏ ، مکارم الأخلاق ، ترجمه سید ابراهیم میر باقرى ، ج‏1، ( تهران ،انتشارات فراهانى‏ ، 1365ش)، صص219- 220.
31- راغب اصفهانی ، مفردات فی غریب القرآن، ذیل ماده زین .
32 - علامه طباطبایی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، ج 8، ص111 .
33 - همان ،ج 8 ،ص 112 .
34 - راغب اصفهانی، پیشین، ذیل واژه « الطیب » .
35 - علامه طباطبائی، پیشن ، ج 8 ، ص 112.
36 - بقره/ 187.
37 - راغب اصفهانی، پیشین ، ذیل کلمه« لبس ».
38 - شیح حرعاملی ، پیشین، ج 3، ص 267.
39 - فرقان/47.
40- ملافتح الله ، کاشانی ، منهج الصادقین ، ج 6، ( تهران ، کتابفروشی اسلامیه ، 1344 ش) ، ص 386.
41- مکارم شیرازی ، پیشین ، ج 15، ص 113.
42 - حسین ، انصاریان ، عرفان اسلامی ، ج 4، ( تهران ، پیام آزادی ، 1366 ش) ، ص 9.
43- اعراف/26.
44- راغب اصفهانی ، پیشین، ذیل واژه وقی .
45- زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ،ج 2 ، ص 153.
46 - شیخ طبرسی ، پیشین،ج 2، ص 408.
47 - شیخ حرعاملی ، پیشین ،ج 11، ص 195.
48 - میرزای نوری ،پیشین ، ج 3، ص 268.
49– مکارم شیرازی ، پیشین ، ج6 ، ص 132
50 - کهف/ 3.
51 - قرشی، تفسیراحسن الحدیث،ج6،ص207.
52 - شیخ طبرسی،پیشین،ج3،ص466.
53 - قرشی،پیشین،ج6،ص207.
54 - ملا فتح الله کاشانی،پیشین،ج5،ص351.
55 - زخرف،71.
56 - شیخ طبرسی،پیشین،جلد3،ص466.
57- همان، ج 5، ص 68.
58- علامه طباطبائی ، پیشین، ج 18، ص 228.
59 - مکارم شیرازی، پیشین ،ج 21، ص 211.
60 - حج/23.
61- قرشی ،پیشین، ج 5 ، ص 315.
62- شیخ طبرسی ، پیشین،ج 4، ص 77.
63- مکارم شیرازی ، پیشین،ج 10، ص 378.
64- سیدقطب،فی ظلال القرآن،الدرس السادس، مشهد العذاب الکافرین ، ومشهد لنعیم المتقین،( بیروت،دار الشروق،1400ق) ، ص 2415.
65- مکارم شیرازی، پیشین ،ج 10، ص 378.

فهرست منابع ومآخذ


فارسی
1- انوری ، حسن ، فرهنگ سخن ، تهران ،انتشارات سخن،1381، ه.ش.
2- انصاریان ، حسین، عرفان اسلامی ، تهران، پیام آزادی ، 1366 ، ه .ش
3- دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا ، تهران، مؤسسه لغتنامه دهخدا ، 1364 ، ه.ش.
4- شعرانی، میرزا ابوالحسن، نثر طوبی، انتشارات اسلامیه ، تهران، 1398 ، ه.ق.
5- شیخ حسن فرزند شیخ طبرسى‏، مکارم الأخلاق‏، ترجمه سید ابراهیم میر باقری، تهران ، انتشارات فراهانی ، 1365ه.ش.
6- طباطبائی، ،سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن ، ترجمه محمدباقرموسوی همدانی ، تهران، بنیاد عملی و فکری علامه طباطبائی ، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، 1367 ه .ش.
7- قرشی، سید علی اکبر ، قاموس قرآن، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، 1352، ه .ش.
8- قرشی، ،سید علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث ، تهران، واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت ، 1366 ،ه .ش.
9- کاشانی ، ملافتح ا... ، منهج الصادقین فی الزام المخالفین ، تهران ، کتابفروشی اسلامیه ، 1344 ه . ش .
10- محمدی آشنائی، علی ، حجاب درادیان الهی، قم، انتشارات اشراق ، 1373، ه .ش.
11- معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1376، ه.ش.
12- مکارم شیرازی ، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب اسلامیه ، 1380، ه.ش.
فهرست منابع و مآخذ
عربی
1- قرآن مجید
2- ابن منظور،ابوالفضل جمال الدین، لسان العرب، بیروت،دراحیاء التراث العربی ، 1408 ه . ق.
3- حرعاملی، محمدبن الحسن ، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ، بیروت ، داراحیاء التراث العربی ، بی تا.
4- راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن ، بیروت، دارالمعرفه ،1984 م .
5- رضا، محمد رشید، تفسیر القرآن، مصر، دارالمنار، 1373، ه .ش .
6- زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی ، 1407،ه. ق .
7- سید قطب، فی ظلال القرآن ، بیروت ، دارالشروق ، 1400،ه . ق .
8- طبرسی،ابوعلی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت،داراحیاءالتراث العربی،1379 ه.ق.
9- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1403 ه . ق.
10- میرزای نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، بیروت ، موسسه آل البیت ، 1403، ه.ق.
11- شیخ حسن فرزند شیخ طبرسی ، مکارم الاخلاق ، قم ، شریف رضی ، 1370 ه . ش .


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com