انواع لباس در قرآن (3)
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: قرآن ، لباس ، زینت ، انواع

ج) معانی زینت درقرآن
 

آیه32 سوره اعراف« قُل مَن حَرّمَ زینهَ الله التی اَخرج لعباده» برزینت خارجی حمل شده است(31).»«اخراج زینت»درآیه‌ی فوق استعاره‌ی تخییلیه است وکنایه از اظهار آن می‌باشد.خداوند سبحان با الهام وهدایت انسان ازراه فطرت او را به سوی انواع زینت‌های موردپسندجامعه سوق داده است، تاباعث جذب دلها به سوی وی شودونفرت مردم را ازاو دور سازد.در دید ظاهری بوجود آوردن زینت،کارخودانسان است اما نسبت این کاردر این آیه به خدا،به الهام فطری ایجاد زینت ازطرف خدا به انسان مربوط می‌شود(32).انسان ذاتا محتاج به زینت است،زیرا یک موجود اجتماعی است واگر می‌خواست انفرادی زندگی کند،اصلا بهره‌مندی از زینت به ذهنش خطور نمی‌کرد،این موجود اجتماعی به اسباب ولوازم زندگی اجتماعی نیاز دارد،یکی از این اسباب لباس و زینت است و بر این اساس این اسباب وارد زندگی انسان می‌شودوعامل دوستی یا نفرت وخشنودی یا ناخشنودی درجامعه می‌گردد. درحقیقت لباس و زینت مایه‌ی ایجاد ارتباط ومقدمه‌ی تشکیل جوامع می‌باشند.

د) نقش لباس و زینت دراجتماع بشری:
 

زینت درتداوم زندگی اجتماعی بشرنقش مهمی را ایفا می‌کندوجزء اصول اساسی ترّقی وتنزّل جامعه می‌باشد،زیرا زینت معیار و مقیاس ترّقی و تنزّل جامعه را نشان می‌دهد و یک شاخص مهم در این مورد است .وجود«زینت»نشان دهنده‌ی رشدجامعه وزندگی اجتماعی بشر است ونبودآن نابودی ومتلاشی‌شدن جامعه را پدید می‌آورد، زیرا نابودی جامعه چیزی جز از بین رفتن حسن و قبح و حبّ و بغض و اراده وکراهت وامثال آن نیست».(33)جامعه‌ای که تهی ازاین خصوصیات باشد، یعنی حبّ و بغض و اراده وکراهت درآن نباشد،در آن صورت فرض زندگی اجتماعی و وجود جامعه،یک فرض محال است .نکته‌ای که درتداوم وبقای جوامع بسیارموثر می‌باشدودراین مطلب نهفته است آن است که زینت عامل علاقه وحبّ ودوستی انسانها نسبت بهم می‌شود و وسیله‌ای است که انسانها راحول یک محور جمع می‌نماید و هسته‌ی اولیه‌ی اجتماع بشری را پایه گذاری می‌نماید.
نکته‌ی دومی که مایه‌ی تداوم وبقای جامعه است«الطیبات من الرزق»است.مفردات راغب کلمه «الطّیب»را اینچنین معنا می‌کند:«اصل الطیب ما تَستَلِذّه الحواسُّ والطَّعامُ فی الشرع ما کان متناولاً ولامِن حَیثُ ما یجوزُ وبِقَدرِ مایجوزُ،ومِن المکان الذی یجوز و قوله تعالی(کلوا من طیبات مارزقناکم وفکلوا مّما رزقکم الله حلالاً طیّباًوهذا هوالمرادُ بقوله تعالی:والطّیبات مِن الرّزق(34):اصل طیب آن چیزی است که مصرف آن جایز باشدودوآیه‌ی بالاکه طیبات درآنها بکاررفته است منظور،خوراکی‌های قابل مصرف و مجاز هستند.علامه طباطبایی درتفسیرآیه32 سوره اعراف (الطیبات من الرزق)می‌فرماید:«الطّیب»به معنای ملایم بودن باطبع است و در اینجا عبارت است ازانواع غذاهای مختلفی که انسان بوسیله آنها تغذیه می‌کند(35).این طیب بودن صرفاًمختص غذاهای گوناگون نیست، بلکه شامل تمام مواردی است که انسان درادامه زندگی ازآنها کمک می‌گیرد مانند مسکن،لباس وهمسر.سومین مرحله درتشکیل وتداوم جوامع بعداز زینت و رزق،تشکیل یک اجتماع به نام «خانواده» است که کوچکترین واحد جامعه محسوب می‌شود. همسرگزینی اولین قدم درتشکیل جامعه واجتماع است.اجتماعی که زن ومرد هردو برای هم بسان لباس هستند.«هٌنّ لباسٌ لکم و اَنتم لباسٌ لهن(36) »: گزینش همسروتشکیل خانواده نیز مصداقی از رزق طیب به شمار می‌آیند .چه خصوصیتی درلباس است که زن و مرد بدان تشبیه شده‌اند؟مفردات راغب کلمه«لَبِسَ» را چنین معنا می‌کند:«لَبِسَ:الثَّوب= استتربه وألبسَهُ غیره ومنه (یلبسونَ ثیاباً خُضراً )واللباس واللبؤس مایُلبَس قال تَعالی (قدانزلنا علیکم لباساً یُواری سوآتکم)وجُعلِ اللّباسُ لِکُلّ مایغطی مِن الانسانِ عن قبیحٍ،فَجُعِلَ الزَوجُ لِزوجِه لباساًمِن حَیثُ اِنه یَمنعُهاویَصدّها عَن تعاطی قبیحٍ،قال تعالی:«هُنّ لباسٌ لکم وأنتم لباسٌ لَهٌنّ ، فَسمّاهُنّ لِباساً(37) »:لباس پوشید یعنی بوسیله‌ی لباس خودرا پنهان کرد و لباس وضع شده است برای هرآنچه که ازانسان عیبی را می‌پوشاند و همسربرای همسرش لباس نامیده شده است چون از روی آوردن به کارهای ناپسند،او را بازمی‌دارد.همانگونه که لباس سراسرجسم انسان را فرا می‌گیردومی‌پوشاند،زن ومرد نیزیکدیگر رامی‌پوشانندوکمبودهای یکدیگر راجبران می‌نمایند،لباس عیوب انسان رامی‌پوشاند،زن ومرد هم عیوب وکاستی‌های یکدیگر رامی‌پوشانند.لباس انسان رامی‌آراید تا دیگران به اوعلاقمند شده وبا او ارتباط برقرارکنندودر جامعه وی را به عنوان عضوی فعال بپذیرند،زن ومردهم یکدیگر را آماده‌ی ورود به جامعه می‌کنندو با هم کوچکترین واحد اجتماع را تشکیل می‌دهند.زندگی اصولی انسان باید مبتنی بربهره‌مندی صحیح از« زینت ولباس، رزق پاک وطیب وزندگی خوب وگوارا» باشدوانسان برای رسیدن به خوشبختی وسعادت خود بایداز زینتی بهره‌مند شودکه با طبعش سازگار باشد،بداند از کجا آمده،چه مقدار باید باشد و آیا از نظرشرعی قابل استفاده است یانه؟پیامبراسلام نکته‌ای رادراین مورد خطاب به ابوذر فرمودند:یا اَباذرلایکونُ الرَّجل مِن المتقین َحتّی یُحاسِب نَفسَه اَشَدّ مِن مُحاسَبَه الشریکِ شریکه، فَیَعلَم مِن أََینَ مَطعَمه ومِن اَینَ مشرَبه ومِن اَینَ مَلبَسَه، اَمِن حلالٍ اَم مِن حرامٍ(38):ای ابوذر،انسان ازپرهیزگاران نمی‌باشدتا اینکه به حساب خویش رسیدگی کند،دقیق ترازرسیدگی‌کردن دوشریک به حساب‌هم،تا بداند که خوراکش ازکجاست ونوشیدنی‌اش ازکجاست ولباس وپوشاکش از کجاست؟آیا ازمال حلال تهیه شده است یا ازمال حرام». دراین روایت «طیب بودن»به کسب روزی از راه حلال وشرعی معنا شده است.


گفتار دوم : لباس طبیعی
همانگونه که زن ومرد نسبت به یکدیگر وپوشاندن عیوب همانند لباسندقرآن ازشب نیز بعنوان لباس تعبیر می‌فرماید.
«هوالذی جعل لکم اللیل لباساً:او همان خدایی است که شب را برای شماپوششی قرار داد»(39)درمنهج الصادقین آمده است که این آیه ضمن آنکه دلالت برقدرت خالق واظهار نعمت اوبرخلق می‌کند،تاریکی شب را نیز به لباس تشبیه کرده است چه آنکه لباس ساترِبدن است وظلمت لیل ساتر اشیاء(40)معنی این پرده‌ی ظلمانی نه تنها انسانها را بلکه تمام موجودات روی زمین را درخود مستور می سازد وآنها را همچون لباس، محفوظ می‌دارد و چون پوششی که انسان به هنگام خواب برای ایجاد تاریکی واستراحت ازآن استفاده می‌کند،او را در بر می‌گیرد (41) همچنین درآیه 187 سوره بقره خداوندمی‌فرماید:« هُنّ لباسٌ لکم و أنتم لباس لَهّنَ »زنان جامه ستروعفاف شما هستندوشما نیزلباس عفت آنها هستید» .همانگونه که درمباحث پیشین به شرح و تفصیل این آیه پرداخته شد،ازآنجایی که زنان به وسیله‌ی بهره‌گرفتن ازشوهران خود از بسیاری ازگناهان محفوظ می‌مانند ومردان نیز به خاطر همسران خویش از بسیاری ازمعاصی درامان می‌مانند،زن ومرد به وسیله‌ی یکدیگردر پوششی ازعفت وحیا وکرامت رارمی‌گیرند،خداوند از زن نسبت به مردواز مرد نسبت به زن تعبیر به لباس وجامه فرمود، همانطورکه لباس مادی پوشاننده‌ی عیوب ظاهر است،لباسی طبیعی هم پوشاننده‌ی بسیاری از عیوب وحافظ انسان ازبسیاری ازگناهان است.(42).


گفتار سوم : لباس تقوی
«یا بنی آدم قدأنزلنا علیکم لباساً یواری سوآتکم وریشا ولباس التقوی ذلک خیر».(43)تقوا ازریشه«وقی»و وقایه به معنی حفظ کردن چیزی به منظورآنکه بدان آزاروزیان نرسد،است. وتقوا یعنی قراردادن نفس درحفاظی که می‌ترسد به آن ضرری برسد،و وقایه دراصطلاح شرعی، حفظ نفس ازچیزهایی است که به آن ضررمی‌زند.(44)همانگونه که لباس وسیله‌ای برای حفظ انسان ازگزندوعوارض طبیعی دربرابر عوامل خارجی است و نوعی محافظ به شمار می رود،تقوا نیز همین،کارکرد را دارد و وجه مشترک آن با لباس ، حفظ انسان ازدچار شدن به ضررو زیان است.تفاوت لباس ظاهربا لباس تقوا دراین است که لباس ظاهرانسان راحفظ می‌کندوآرایش می‌دهد ولی تقوی،باطن انسان رازینت می‌دهدوجا داردکه انسان همانطورکه برای بدست آوردن وتامین لباس مناسب ظاهری خود تلاش می‌کند،برای لباس باطنی خودیعنی تقوا نیز تلاش کند.همانگونه که گذشت،امام صادق (علیه السلام)دراین باره فرموده‌اند:أزین اللباس للمؤمنین لباس التقوی وأنعمه الایمان:زیباترین لباس برای مومنین،لباس تقوا است ونرمترین آن لباس ایمان است.تقواچون انسان را ازمصائب وشداید روز قیامت حفظ می‌کند،لذا زیباترین لباسهاست وچون کمال مطلق است با عصیان وگناه جمع نمی‌شود.برای لباس تقوا درکتب تفسیری وحدیثی معانی متعددی ذکر شده است که دراینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:لباس تقوا یعنی لباس ورع وخشیت ازخدای تعالی،مرحوم زمخشری درذیل آیه 26 سوره اعراف درباره لباس تقوا می‌گوید:لباس التقوی،لباس الورع والخشیه من الله تعالی ولاتخلو الاشاره مِن اَن یُرادَبها تعظیم لباس التقوی،اَو اَن تکون اشاره الی اللباس المواری للسوآت لاَنّ مواراهَ السوآت من التقوی تفضیلاً لَه علی لباسِ الزینه»(45) این آیه اشاره‌ای است به عظمت لباس تقواویا اینکه اشاره‌ای به لباسی که پوشاننده عیوب است، می‌باشد برای اینکه پوشاندن عیوب جزئی ازتقواست واین بـرتری لباس تقوا را نسبت به لباس زینت بیان می‌کند.مرحوم طبرسی نیزدرمجمع البیان می‌فرماید:«لباس تقوا یعنی حیاء»همانطوری که لباس عیوب را پوشش می دهد،حیاء هم موجب می‌شودکه انسان به معاصی وگناهان نزدیک نشود،چرا که حیاء مانع و رادعی از نزدیک شدن به گناهان است.(46)پیامبراسلام(صلی الله علیه وآله)می‌فرمایند:الاسلامُ عریان فلباسُه الحیاء وزینته العفاف(47):پیامبر،اسلام را به انسانی تشبیه فرموده‌اند،همانگونه که لباس،انسان را می‌پوشاندو او راحفظ می‌کند،حیاء نیزعامل حفاظت اسلام است،بنابراین می‌توان گفت منظورازلباس تقواهمان لباس حیاء می‌باشد.امام علی(علیه السلام)دراین موردمی‌فرمایند:اَمّا بَعدُ ، فِانّ الجهاد باب من ابواب الجّنه،فتحه اللهُ لخاصه اولیائه وهو لباس التقوی ودِرع الله الحصینه وجُنَّتُه الوثیقهُ فمن تَرَکَهُ رغبهً عنه اَلبَسَهُ اللهُ ثََوبَ الذُلّ وشمله البلاءودُیّث بالصغار والقماءَه وضُرِبَ علی قلبه بالاسهابِ و اُدیلَ الحقّ منه بتضییع الجهاد وسیمَ الخَسف ومُنِعَ النّصفُ:بدرستی که جهاد دری ازدرهای بهشت است،خداوند آن را به روی دوستان خاص خود گشوده است.جهاد لباس پرهیزگاری است و زره استوار خدا وسپر محکم وقابل اعتماد،هرکس جهاد را ترک کند،خداوند لباس خواری بر او می‌پوشاند،و او را بلاوگرفتاری فرا می گیرد وخواروذلیل می‌شود،بردل وعقلش مُهر بی‌خردی زده‌می‌شودوحق ازاوگرفته می‌شود،با ازبین‌بردن جهاد خوار می‌گرددوعدالت ازاوگرفته می‌شود».امام علی (علیه السلام) دراین فرازمردم را به جهاد دعوت می‌نماید چراکه این خطبه زمانی ایرادشده که دشمن(سپاه معاویه )به بصره حمله آورده،امام مردم را اینگونه دعوت می‌فرماید:ای مردم اگر می خواهید نابود نشوید به سوی جهادومبارزه بشتابید.همانطور که لباس شما را در برابرعوارض حفظ می‌کند،جهادهم حافظ شماست،بلکه برای شماعزت،سلامت، بزرگواری،عقل،حق وعدالت را به همراه دارد،یعنی همان مواردی که جامعه را اصلاح می‌کند.اگرجزء اولیاء ا... هستید به سوی جهاد روی‌آورید،نتیجه‌ی ترک جهاد،بی‌تقوایی است وبه دنبال بی‌تقوایی ،خواری،گرفتاری،بی‌خردی وظلم خواهد آمد.بنابراین جهاد،لباس تقوا،بلکه لباس متقین است.حضرت مجددا می‌فرمایند:«اُوصیکم عبادا...بتقوی الله الذی البسکم الرّیاش والسبغ علیکم المعاش:»بندگان خدا،شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم ، تقوایی که برشما زیبایی و لباس فاخر می‌پوشاند و زندگی را برشما فراخ می‌گرداند(48) ».تشبیه تقوا وپرهیزکاری به لباس،تشبیه رسا و گویایی است،زیرا همانطور که لباس بدن را ازسرما وگرما حفظ می‌کندوچونان سپری دربرابرخطرها وعیوب جسمانی است واز طرفی برای انسان زینت نیز محسوب می‌شود،روح تقواو پرهیزگاری هم،علاوه بر پوشاندن بشراز زشتی گناهان وحفظ بسیاری از خطرات فردی و اجتماعی ، زینت بزرگی برای روح او محسوب می‌شود.(49)

ادامه دارد ...


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com