بررسی الفاظ فتنه و علل آن در قرآن (2)
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧  کلمات کلیدی: فتنه ، قرآن

بررسی الفاظ فتنه و علل آن در قرآن (2)

فصل سوم:
 

بررسی لفظ فتنه از زوایای دیگر و اتفاقات سیاسی روز :


در ابتدا، مقدمه ی کوتاه الزامی است که قسمتی از یک مقا له از اینترنت گرفته شده: این نوشتار کوتاه به گوشه ای از علل این معضل عظیم، از زبان درد بار امام علی علیه السلام می پردازد. امام علی علیه السلام در خطبه 50 نهج البلاغه می فرماید: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تتبدع یخالف فیها کتاب الله و یتولی علیها رجال رجالا علی غیردین الله ; همانا ابتدای بروز آشوب ها و فتنه ها هواها است که مورد تبعیت قرارمی گیرند و احکامی است که بدعت گذاشته می شوند. در این فتنه ها با کتاب خدا مخالفت می شود ومردانی از مردان دیگر بر مبنایی غیراز دین خدا تبعیت می کنند.» در این خطبه امام علیه السلام علت فتنه ها را دوچیز می داند:

1 - تبعیت هوای نفس:
 

اولین عامل فتنه ، تبعیت از هوای نفس یاشیطان درون است. این شیطان می کوشد تا به گوهر جان آدمی دستبرد زند و سرمایه های گرانبهایش را به نابودی کشد. او انسان را باآرزوهایش سرگرم می کند، تا از مقصد اصلی بازماند. او می خواهد یاد خدا را از صفحه دل وزندگی آدمی به کلی پاک کند. پیروی از هوای نفس،شیطان را برجان مسلط می کند و تا از انسان لاشه ای انسان نما باقی نگذارد، از پای نمی نشیند.نفس اماره با داشتن خواهش های بی پایان،زینت آرایی گناه و هموار کردن و آسان نمایی جرم های سنگین، در به خطرانداختن انسان ید طولایی دارد و اگر یکه تاز صحنه جان شود، عقل را به اسارت می گیرد. امام سجادعلیه السلام می فرماید: «کم من عقل اسیرتحت هوی امیر». خدایا! از نفس سرکشی به تو شکوه می کنم که بسیار به بدی ها فرمان می دهد و در خطاها می شتابد. مادر بت ها، بت نفس شماست زان که آن بت، مار و این بت، اژدهاست. حضرت علی علیه السلام فرمود: هوای نفس، فرمانده سپاه شیطان است. نمونه ای از همکاری نفس با شیطان، در جنگ نهروان ظهور پیدا کرد. امام علیه السلام بربالای جنازه کشتگان نهروان فرمود: بدا به حال شما! آن که شما را فریب داد، زیانتان رساند. به آن حضرت عرض کردند: ای امیرمؤمنان! چه کسی آنان را فریب داد؟فرمود: شیطان گمراه کننده و نفس های فرمان دهنده به بدی آنان را فریفته آرزوهاساخت و راه را برای نافرمانی بپرداخت. به پیروز کردنشان وعده کرد وبه آتش شان در آورد. هرچه انسان نفس را خوار و خواهش هایش را لگد کوب کند، شیطان را خوار وپایمال کرده است. امام علیه السلام می فرماید: باخواسته های نفس مخالفت کنید، تابرشیطان چیره شوید. کسب همه کمال ها در گرو مبارزه با نفس سرکش است. شخصی به حضرت محمدصلی الله علیه وآله عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به معرفت حق چیست؟ آن حضرت فرمود: شناخت خویش. او گفت: راه موافقت حق چگونه است؟ آن حضرت فرمود: مخالفت نفس. او پرسید: راه رسیدن به خشنودی حق چیست؟ آن حضرت فرمود: خشم بر نفس. اوسؤال کرد: راه رسیدن به وصل حق چیست؟پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: بریدن از نفس. او پرسید:راه نزدیکی به خدا چیست؟ آن حضرت فرمود: دوری از نفس. او گفت: چگونه می توان به همه این ها رسید؟ آن حضرت فرمود: کمک خواستن ازخدا علیه نفس. البته نباید فراموش کرد که گاهی انسان خیال می کند نفس سرکش را رام کرده و یاکشته است، اما در واقع: نفس اژ در هاست اوکی مرده است از غم بی آلتی افسرده است گربیابد آلت فرعون او که به امر او همی رفت آب جو آنگه او بنیاد فرعونی کند راه صد موسی و صدهارون زند.

2 - بدعت گذاری در دین:
 

در تعریف بدعت گفته اند: «ادخال مالیس من الدین فی الدین.»; داخل کردن چیزی که از دین نیست، در دین. احادیث زیادی در مذمت بدعت و بدعت گذاری وارد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: هرگونه بدعتی، گمراهی است و هرگمراهی، در جهنم است. امام علی علیه السلام فرمود: اهل بدعت کسانی هستند که با رای و هوای خود با خدا ورسولش مخالفت می کنند. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: کسی که به بدعت گذاری روی خوش نشان دهد، در ازبین بردن دین کمک کرده است. نیز فرمود: اگر بعد از من، اهل بدعت وشبهه افکنان در دین را دیدید، از آن ها بی زاری بجویید و آنان را سب و لعن کنید تاجرات نکنند دین شما را فاسد کنند. و در مورد وظیفه علما در مقابله با بدعت گذاری، فرمود: هنگامی که بدعت ها در امت من ظاهر شد، برعالمان واجب است علمشان را اظهار کنند و اگر کسی چنین نکند، لعنت خدا بر او باد!
چگونه بدعت در جامعه شکل می گیرد و به صورت سنت در می آید؟
حضرت علی علیه السلام فرمود: «هیچ گاه باطل باچهره باطل خویش عرضه نمی شود، بلکه لباس حق را برآن می پوشانند و سپس به مردم عرضه می کنند.» مثلا در جنگ صفین،خیانت به اسم قرآن بر مردم تحمیل شد وحکومت دیکتاتوری معاویه به نام اراده خداوند برگردن مردم مستقر شد. در طول تاریخ نمونه های زیادی از ارائه باطل در قالب حق صورت گرفته است که آن حضرت باتعبیر: «کلمة حق یراد بها الباطل »، سعی در روشنگری مردم داشته است. در زمان حاضر نیز به همین صورت خیلی ازبدعت ها و باطل ها به اسم دین در جامعه رسوخ پیدا کرده است. به اسم روشنگری، به گمراهی مردم می پردازند. به نام آزادی،بی بند وباری در جامعه رونق می گیرد. به نام خشونت، حق طلبی ها و فریاددین خواهی بایکوت می شود. به عنوان این که اسلام با نوای خوش و صوت حسن مخالفتی ندارد، انواع موسیقی های مستهجن رواج می یابد. در زیرچتر ملیت، مردم به جاهلیت قبل از اسلام باز گردانده می شوند. بدعت ها به وسیله هوی وهوس و خود پرستی افراد ظهورپیدا می کند و پس از ظهوربدعت، نوبت به ظهور فتنه وآشوب می رسد; زیرا طبیعی است که بدعت ها هر اندازه هم ماهرانه و عوام فریبانه به اجتماع عرضه شوند،با متن دین ناهماهنگ و ناسازگار است. درامیرالمؤمنین علیه السلام در دوران 25 ساله خانه نشینی به طور علنی با انحراف فکری و یااشتباهات مختلفی که اتفاق می افتاد، مبارزه کرد و به طور صریح موارد آن را به خلفا تذکرداد و در اجرای برنامه های اسلامی و عدم تخطی از آئین محمدی صلی الله علیه وآله به آنان هشدارداد. امام علیه السلام بارها اظهار داشتند که بدعت گذاران می خواهند مسیر دین را عوض کنند وسنت پیامبرصلی الله علیه وآله را تغییر دهند. وقتی به عنوان پیش شرط خلافت، عمل به سنت شیخین به او پیشنهاد شد، فرمود: «من براساس دین و سنت نبوی با شما رفتارخواهم کرد.» امام پس از تعریف خط و مسیرخلیفه دوم می فرماید: «عمر، خودش از دنیارفت ولی مردم را در راه های پرپیچ و خم زیادی رهاساخت، به طوری که اشخاص گمراه و جاهل راه اصلی را پیدا نکردند و افرادسالم نیز به شک افتادند و بر یقین و باورنماندند.» ابن ابی الحدید در مورد علت مخالفت مردم با عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام، می گوید: «چون نوبت به خلافت عمر رسید، تبعیض نژادی را حاکم ساخت و یکی را بر دیگری ترجیح داد و عثمان هم از شیوه عمر پیروی کرد و مدت زیادی (23 سال) مردم با آن شیوه انس گرفتند. لذا چون علی علیه السلام به خلافت رسید، براساس شیوه های پیامبرخداصلی الله علیه وآله حرکت کرد، ولی مردم با وی مخالفت کردند.»
لیست اتفاقات اخیر که صفت فتنه به ان می چسبد:
1) تهمت زدن مسئولان: مثل دروغ گو خواندن رئیس جمهور ، ایجاد اسناد تقلبی توسط رئیس جمهور و رئیس بانک مرکزی ، همکاری صدا و سیما از کاندیدای خاص .2) مقابله با آرمانهای انقلاب: به آتش کشیدن عکس امام ، شعار بر ضد ولایت فقیه ، زیر سوال بردن قانون اساسی ، حذف اسلام از جمهوری اسلامی ایران ، تغییر شعارهای انقلابی ، حمله و زیر سوال بردن بسیج .3) بد بینی و بی اعتمادی در دستگاه حکومتی:
اعلام تقلب گسترده ، شعار تغیر قانون ، تشکیل گروه سیانت از آرا .4) بدعت گذاری در اسلام و مقابله با اسلام و تشیع :به آتش کشیدن قرآن ، ترویج بی حجابی ، حذف نام اسلام از جمهوری اسلامی ایران ، حمله به اماکن و اشخاص مذهبی و هیئت های مذهبی مثل مسجد .5) خود را در خط منافقان و دشمنان کشور قرار دادن : دفاع رسانه های بیگانه از اتفاقات اخیر ، بازیچه بودن دست بیگانگان ، استفاده از خطهای که بیگانگان به آنها می دادند ، کمک طلبی از بیگانگان وعده به آنها ، دادن اطلاعات محرمانه به نامحرمان این مرز و بوم . 6) اهمیت ندادن به نظر، آراء و مصاعت علوم:تمام اتفاقات ایجاد شده مخالف مصلحت عموم و نظام بوده است. باطل داشتن آراء مردم، بیان اینکه مردم تفکر و نظر صحیح ندارند و غیره .7) سوء استفاده از تجمعات مسلمانان:مثل تظاهرات قدس و روز عاشورا و ...8) برخورد فیزیکی با اشخاص از طرف داخل کشور (شورش):مثل قتل و زخمی کردن مردم و سربازان نیروی انتظامی حمله ¬بردن به تجمعات مذهبی و ضرب و شطم آنها و حمله به بسیجیان9) بخورد فیزیکی با اماکن و اموال در داخل و از طرف داخل کشور (شورش):به آتش کشیدن سطل زباله¬ها، ماشین¬های دولتی، بانکها و عابر بانکها، به آتش کشیدن منازل و مغازه¬های خصوصی جمله و به آتش کشیدن مسجد و هیئت¬ها


نمونه ی از اخبار اعلام شده
قرآن در آتش فتنه‌گران سوخت
خبرگزاری فارس: در پی فتنه‌انگیزی‌های حامیان موسوی در روز عاشورای حسینی، قرآن کریم نیز توسط این افراد به آتش کشیده شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در جریان حرمت‌شکنی عده‌ای از حامیان موسوی از روز عاشورا و اقدامات ساختارشکنانه و آتش‌زدن بانک، یک ساختمان در چهارراه کالج، تعدادی از تاکسی‌های شهری، وسائط نقلیه نیروی انتظامی، خودروهای شخصی و...، در اقدامی تأسف‌برانگیز قرآن کریم نیز توسط این افراد به آتش کشیده شد. بر اساس این گزارش، این افراد در جریان اغتشاش در حوالی خیابان کارگر شمالی و بلوار کشاورز، قرآن کریم را به آتش کشیدند. تاکنون موسوی، کروبی و خاتمی هیچگونه عکس‌العملی در محکوم کردن اینگونه اقدامات حامیانشان نشان نداده‌اند. همچنین ظهر امروز عده‌ای از حامیان موسوی، با حضور در میدان جمهوری اسلامی و مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیئت رهپویان آل طاها، به عزاداران حسینی حاضر این هیئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگ‌پراکنی کردند.
بر اساس این گزارش، این افراد که نمادهای سبزرنگ نیز با خود داشتند، تعدادی از نمازگزاران را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگ‌پراکنی به سوی "حجت‌الاسلام صالحان " امام جماعت این هیئت، وی را مجروح کردند.
علاوه بر امام جماعت این هیئت، تعداد دیگری از عزاداران حسینی در این هیئت نیز به جهت سنگ‌پرانی و ضرب و شتم این افراد، مجروح شدند.


نتیجه گیری:
 

با توجه به آیات ذکر شده می¬توان نتایج جالبی را کشف کرد نتایجی که شاید در آینده کارساز و مثمرثمر واقع شودلازم به ذکر است مطالب این قسمت به صورت خلاصه امده است و به همین دلیل از بیان ایات خود داری شده

1-فایده استفاده این لفظ در اتفاقات اخیر:
 

این روزها شکل، ادبیات و قالب معارضه با خط انقلاب و نوع برگزاری تجمعات و نوع شعارها به گونه‌ای تغییر پیدا کرده که تلاش دارد شعارها و نمادهای خط انقلاب را به نفع خود مصادره کند. با وجود این تغییرات، این روزها خط نفاق را همچنان هم می توان شناخت چون نفاق و دروغ‌های آنان در استفاده از شعارها و نمادهای انقلابی به قدری بزرگ هست که نتوان بر آن پرده پوشید.در این میان اما نیاز است تا خط انقلاب و مدافعان امام و ارزشهای انقلاب نیز به تناسب، شعارهای خود را تغییر دهند و تک آنها را با پاتک قویتر عملیات روانی پاسخ دهیم. در اتفاقات اخیر گروه جنجال¬گران و گردانندگان فتنه کلید واژهایی داشتند که جهت استعمال سریع¬تر، تبیین آسان در ذهن مردم و ..... برای تلقین مفاهیم غلط از آنها استفاده می¬کردند از جمله آن الفاظ می¬توان به موج سبز ، دروغگو، 72 شهید، آزادی، جمهوری ایرانی اشاره کرد که کارساز نیز بود و در ذهن مرد بسیار اثرگذار بود.اتفاقایی که در بین این حوادث افتاد، وارد شدن لفظ فتنه بر سر زبان دوستاران نظام بود که هر حرکت از جناح مخالف را با لفظ فتنه محکوم می¬کرد و شخص اعمال کننده را فتنه¬گر می¬نامیدند و در حقیقت لفظ فتنه کلید واژه ی بود برای مقابله با کلیدواژهای منفی و محکومیتی بود از طرف مردم برای فعالیت¬های ضد نظام و اشخاصی که این فتنه¬ها را طرح می¬کردند.

2) جنگ نرم
 

آنچه که می¬توان از بعضی آیات استخراج کرد این است که فتنه سوء استفاده کردن از افکار کوتاه و فهم¬های پایین و غیاب پیامبران یا افراد با تفکر بالا صورت می¬گیرد که می¬توان همان نام جنگ فرهنگی و یا جنگ نرم را بر آن نهاد که طبق آیه217. بقره از جنگ با مشرکان بدتر است چرا که سنگر جنگ با تجهیزات نظامی پشت دیوارهای کشور است ولی سنگر در جنگ نرم داخل خانه خودمان و گاهی همراه با خودمان است زخمی و مجروهین و کشته¬شدگان جنگ با افتخار ازشان یاد می¬شود و شهید و جانبار نامیده می¬شوند ولی مغلوب شدگان جنگ نرم جانی، قاتل، ضد نظام و معتاد نامیده می¬شوند در جنگ با توپ و تانک شروع جنگ از اولین شلیک آغاز می-شود و سپس پیروزی به ارمغان می¬آید ولی جنگ با فرهنگ ابتدا شکست را داخل کشور می¬کند و ما تازه متوجه می¬شویم جنگی بوده است در جنگ با آتش توپ و تانک دشمن مورد هدف است و جنگ نرم فرهنگ بیگانه، اعتیاد و نیروهای خودی باید هدف قرار بگیرند.می¬توان از مصادیق جنگ نرم در تاریخ به قصه هارون و گوساله سامری اشاره کرد و از مصادیق عملیش می-توان از دین برگرداندن افراد با ایمان و یا به تأویل بردن آیات متشابه توسط یهودیان اشاره کرده در سوره ................ و سوره مائده 41 مورد بحث قرار گرفت و این جا است که مسلط شدن کفر را می¬توان به شکل دیگری معنی گردد آن مسلط شدن فرهنگ کفر است بر دین ما و فرهنگ اسلامی

3) از ماست که بر ماست
 

می¬توان گفت در تمام آیات مورد ذکر که اغلب به معنی آزمایش و امتحان معنی شده و آزمایش¬هایی را بیان می¬کند که از طرف مخلوقین به صورت مستقیم ایجاد می¬شود حال این عذاب و امتحانهای الاهی و فتنه¬های ایجاد شده از نفس ظالم بیرون می¬آید که مصداق تاریخی¬اش در قرآن خوردن میوه ممنوعه توسط حضرت آدم است و یا فتنه ایجاد شده از طرف عده¬ای بر عده¬ی دیگر است و آزمودن توانگران با فقیران همان¬طور که در آیه 53 انعام متذکر شدیم. گوی اصلاً معنی فتنه در قرآن آزمایش توسط خودمان است چه افرادی که سکوت می¬کنند و از زیر بار آزمایش و فتنه شانه خالی می¬کنند و چه افرادی که دارای موقعیت صحبت کردن هستند و صحبت می¬کنند همه مورد آزمایش هستند.

4) راه مقابله با فتنه
 

آنچه که برای پیشگیری از فتنه و یا پیروزی در این آزمایش که سخت¬تر از جهاد است صبر و شکیبایی است که در آیه ........ و توبه که در آیه ... آمده است. می¬توان از داستانهای مورد بحث و استدلال به خطبه 50 نهج-البلاغه دو نکته دیگر نیز اضافه کرد یکی غلبه بر هوای نفس و دیگری تفکر و عدالت محوری هنگام برخورد با فتنه برگشت فتنه به داستان شتر صالح و برگشت آن به موضوع درخت زقوم از جمله تأییداتی است برای مطالب فوق.و بحث آزمودن شیطان و رسوخ شیطان در دل مؤمنین از مباحث و زیر مجموعه¬های هوای نفس است که آیه 53 سوره حج به آن اشاره شده و در آیه 19 سوره بقره خداوند وظیفه را بر دوش ما نهاده است و آن جنگ با مشرکان است تا فتنه نابود شود. و بی¬شک وقتی که جنگ نرم در این دوره ثابت شد باید فتنه¬هایش با آگاهی و تدبیر دادن به مردم خنثی شود این همان فرمایش مقام معظم رهبری که جای تحقیق و تلاش دارد.

5) علت فتنه
 

می¬توان از علامت¬ها فتنه که در قرآن آمده به یک علت غائی و هدف نهایی یاد کرد که همان رسیدن به سعادت و شقاوت انسان است که در آیه 53 سوره حج پس از آن که صفات فتنه¬گران و بخت¬باختگان این آزمایش را بیان می¬کند مورد بحث واقع می¬شود و از علت¬های به وجود آمدنش می¬توان به ستم کردن عده ی سکوت عده و دیگر اشاره کرد که در آیه 25 انفال آمده است.و می-توان از علت¬های فاعلی به منافقان و یا یهودیان اشاره کرد که منافقان را در آیه 47 توبه این گونه توصیف می¬کند که برای ایجاد اختلاف دنبال فتنه می¬کردند و یا یهودیانی که در سوره مائده آیه 41 می¬فرماید در دین فتنه¬گری می¬کنند و از جمله اعمال مورد فتنه¬ی آنها تحریف تکذیب فرستادن جاسوس و ..... است و یا علت فاعلی دیگر شیطان است ولی چیزی که مسلم است که هر بدی که به ما می¬رسد از جانب خود ما هوای نفسمان و سکوتمان است که چنین خانه¬نشینی را عائدمان می¬کند و مقام معظم رهبری هنگامی که این برنامه¬های سیاسی را فتنه عمیق خواند علتش را کم¬کاری نخبگان دانست و این همان علتی است که این تحقیق به نگارش درآمده تا از فتنه¬های بعدی راحت¬تر بگریزیم.

6) عاقبت فتنه¬گران
 

در همان سوره مائده آیه 41 رسوای در دنیا و مجازات در آخرت را برای آینده فتنه¬گران معرفی می¬کند ولی از کجا معلوم که ما مقلوب این جنگ ذهنی نباشیم چرا که خداوند هشتار برای هوس¬رانی نکردن و تبعیت نکردن از تحریفات در همان سوره آیه 49 را داده است و ممکن است از منحرفان شویم و همین که طبق آیه 14 احزاب قبول شرک کردیم، بدترین عذاب است چرا که از حیطه بندگی خداوند خارج شدیم و سعادت و شقاوت اخروی را از دست داده¬ایم. بی دلیل نیست که خداوند می فرماید : گمان کرده اید ما شما را مورد فتنه قرار نمی دهیم این آیه ایمان ظاهری را مورد هدف قرار می دهد و از جمله مغلوب شدگان همین هایی هستند که ایمان فقط بر زبانشان جاری شده است و بس .

7) مغلوب شدگان
 

مطمئناً مغلوب شدگان افرادی هستند که راه پیشگیری را انجام نداده¬اند و از نفس شیطانی خود تبعیت کرده¬اند که در آیه 53 سوره حج با تعبیر دلهای بیمار از آنجا یاد می¬کند و از جمله مطالب دیگر در آن آیه می¬توان به ظالمانه بودن آنها و افرادی که دور عدالت را خط قرمز کشیدند یاد کرد سؤال پیش روی ما صورت می¬گیرد و آن این است که چه کسی از عدالت فراری است؟در طول تاریخ همیشه اقوام ، مذاهب و ... اشخاصی بوده¬اند که حق خاصی را برای خود غائل بودند خود را در جایگاه بالا می¬دیدند، و حاضر نبودند همانند افراد عادی با آنها برخورد شود و حکم حکومتی را اجرا می¬کردند در حالی که خود مستحق¬تر به آن بودند گویی خون سرخ¬تر داشته¬اند و دارند و هرگاه منافع خیش را در خطر می¬دیدند حکم و قانون کشور را عوض می¬کردند و بی¬شک این مصداق بارز فرار از عدالت است چرا که حقیقت به کامشان تلخ آمده و اموالشان در خطر افتاده است آیه 28 سوره انفال به این نکته اشاره دارد که اموال مورد آزمایش قرار می-گیرد و این فتنه برای چنین افرادی سخت¬تر است چرا که می¬توانند به راحتی از زیر بار دنیوی آن فرار کنند و یا توجیح جالبی برای آن بسازند و این همان گناه بزرگان است که در احادیث عذاب بیشتر برای آن تعیین شده و پیروز در این امتحان منوط است به خودسازی و تفکر در خلوت که خدا به کامشان لذیذتر است و یا خرما. از پیامبر اکرم (ص) منقول است که فرموده : « سعی کنند در فتنه به خدای بزرگ کافر شده چند مسلمان باشد » (150)
چه جالب که پیامبر با لفظ ماضی از کافرشدنشان یاد می¬کند و این نکته را یادآور می¬شود که اسلامشان ظاهری بوده.

8- اتفاقات بعد از فتنه بزرگ
 

کم¬و بیش در مطالب قبل در مورد خواست خداوند از فتنه صحبت شد و عاقبت فتنه¬شدگان را بیان کردیم. پس از هر امتحانی یا پیروزی است و یا شکست اگر پیروزی باشد ترویج درجه دارد و تشویقی و اگر هم شکست باشد عذاب و تنبیه و نزول درجه آیه 35 سوره انباء بازگشت به سوی خداوند بعد از فتنه را یادآوری می¬کند که این همان وعده الاهی برای بندگان در قیامت است و در دنیا افراد فتنه¬گر که عدالت را زیر پا می¬گذارند و یا تصمیم تحریف دین را دارند. طبق آیه 41 مائده رسوایی نصیبشان می¬شود و جامعه پیروز در این امتحان ترویج درجه گرفته و باید منتظر آزمایش بعدی باشند که این سنت خداوند است و در قسمت بعد درباره آن صحبت می¬شود.

9- زمان فتنه
 

دنیا مکان امتحان و شناسای عبد در مقابل غیر است و لازمه شناسایی بندگان خداوند و مخلوقین امتحان و آزمایش است وظیفه جز بندگی خالق نداشتن و رسیدن به سعادت و عبور از پل صراط جزء هدف آفرینش او به شمار می¬رود آیه 3 از سوره عنکبوت امتحان را سنت خداوند معرفی می¬کند و باید این گونه باشد که برای ایجاد حق و عدالت چنان و چندان امتحان از بندگان به عمل آید تا گروهی کم¬کارتر در درجه عالی قرار نگیرند قرآن در سوره توبه آیه 126 ، 2 و یا 3 بار فتنه را در سال هشتار می-دهد و این همان فتنه است که از مخلوقین به خودشان می¬رسد والا تمام مدت بودنمان در دنیای مادی امتحانی است که ثانیه ثانیه¬اش در مقابل 2 راهی-های کوچک و بزرگ قرار می¬گیریم که پیروزمند کسی است که بدترین راه را انتخاب کند چرا که گاهی هر دو راه صحیح است ولی یک نتیجه بهتری نیز دارد. و می¬توان گفت: به اندازه انسان¬های روی کره زمین درجه و رتبه بندگی وجود دارد چرا که خداوند به هر کس عقلی داده که تصمیم گوناگون و تفکری مختلف از آن حاصل می¬شود

10 ) بر داشت معنای اصطلاحی از فتنه
 

شاید مفاهیمی ‌که در فارسی با فتنه مناسب‌تر است، گرفتاری و آشفتگی باشد. کسی را مورد فتنه قرار دادند یعنی گرفتار و درگیرش کردند، کاری کردند که آشفتگی برای او پیدا شود. امتحان و فتنه و گرفتاری اصلاً رمز زندگی دنیا است. به تعبیر دیگر هدف نزدیک از آفرینش انسان، امتحان است. خدا انسان را برای چه در این دنیا آفرید؟ تا امتحان کند. بعد سؤال می‌شود: امتحان کند تا چه شود؟ تا لیاقت بالاتری پیدا کند. لیاقت بالاتر پیدا کند که چه شود؟ تا پاداش بالاتری نصیب او بشود و نهایتاً پاداشی نصیب او شود که عقل ما به کنه آن نمی‌رسد؛ فقط یک لفظ کلی می‌گوییم: به خدا نزدیک شود. آن می‌شود هدف نهایی خلقت. هدف نزدیکش امتحان است. هدف دومش پاداش و بهشت است، و هدف نهایی‌اش رسیدن به قرب الهی است.اگر فتنه را به معنی امتحان و بیدارسازی از غفلت و به خواب خرگوشی افتادگان جامعه و آرامش و بی‎تفاوتی بر تخت لمیدگان بگیرید، به‎راستی که این فتنه، بیدارگر و از الطاف خفیه بود و اگر به‎معنی مصیبت و جزای گناهانی که در اثر غفلت و بی‎تفاوتی جامعه، گریبانگیرمان گشته بود و به معنی آشوب محض گرفته شود، باید بدانید فتنه‎ای که در غفلت حکومت‎ها رشد می‎کند، دامن‎گیر تمدن‎ها می‎گردد، زیرا در همه‎جا عوامل فتنه‎انگیز زر و زور و تزویر هستند و در این صورت، وظیفه مؤمن پیش از رشد این سه مفسده، روشنگری برپایه احکام اسلامی است و وظیفه حکومت، جلوگیری به‎جاو در آخر برای اطلاع بیشتر در مورد این لفظ دقت و تحقیق بیشتر شما را به کتاب گناهان کبیره ارجاع می دهم که در آخر آن کتاب فتنه را بزرگتر از گناهان کبیره می¬داند و فتنه را به دو موضوع دینی و دنیوی تفهیم می¬کند و مطلبی که می¬توان از آن کتاب استفاده کرد این نکته است:« در قرن اخیر در بین فتنه¬های که واقع شده از همه سخت¬تر فتنه شیوعیه (توده¬گری) و فتنه طرفداران مادی گری و شهوترانی و انکار دیانت و روحانیت است که سیل¬آسا از اروپا و آمریکا به سوی ممالک اسلامی سرازیر است و بنیاد عقیده به مبدأ و معاد را کنده و جایش نهال خبیث مادیگری و شهترانی و خودپرستی و دنیاطلبی را غرس کرد » (151)

پی نوشت ها :
 

1 . منقول ازامام رضا (ع) به معمرین خالد
2 . فرهنگ أبجد عربی به فارسی ، ص 104
3 . قاموس قرآن، ج‏5، ص: 147
4 . قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 102
5 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 1 ، ص 351
6 . قرآن کریم
7 . المیزان ، ج 2 ، ص 87 .
8 . ترجمه تفسیر النیزان ، ج 2 ، ص 89
9 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج2 ، ص 90
10 . قرآن کریم ، سوره توبه ، آیه 29 .
11 . قرآن کریم ، سوره نساء ، آیه 91 .
12 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج5 ، ص 42
13 . قرآن کریم ، سوره آل عمران ، آیه 7
14 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 3 ، ص 28 .
15 . قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 191 .
16 . تفسیر المیزان ، ج 2 ، ص 87 .
17 . قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 217 .
18 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 2 ، ص 246 .
19 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 25 .
20 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 44 .
21 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 63 .
22 . قرآن کریم ، سوره مائده ، آیه 71 .
23 . ترحمه تفسیر المیزان ، ج 6 ، ص 92 .
24 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 6 ، آیه 98 .
25 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 28 .
26 . ترحمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 44 .
27 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 70 .
28 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 39 .
29 . ترحمه تفسیر المیزان ، ص 85 .
30 . ترجمه تفسیر المیزان ، ص 98 .
31 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 73 .
32 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 188 .
33 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 189 .
34 . قرآن کریم ، سوره یونس ، آیه 85 .
35 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 10 ، ص 167 .
36 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 10 ، ص 167 .
37 . قرآن کریم ، سوره اسراء ، آیه 60 .
38 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 13 ، ص 174 .
39 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 13 ، ص 188 .
40 . قرآن کریم ، سوره توبه ، آیات 47 و 48 و 49 .
41 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 372 .
42 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، 373 .
43 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 408 .
44 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 389 ، 390 ، 409 .
45 . قرآن کریم ، سوره انبیاء ، آیه 35 .
46 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 405 .
47 . قرآن کریم ، سوره انبیاء ، آیه 111 .
48 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 454 .
49 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 469 .
50 . قرآن کریم ، سوره حج ، آیه 11 .
51 . تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 482 .
52. . تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 493 .
53 . قرآن کریم ، سوره حج ، آیه 53 .
54 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 540 .
55 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 554 .
56 . قرآن کریم ، سوره نور ، آیه 63 .
57 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 226
58 . قرآن کریم ، سوره فرقان ، آیه 20 .
59 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 248 .
60. . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 266 .
61 . قرآن کریم ، سوره عنکبوت ، آیه 10 .
62 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج ، ص 108.
63 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج ، ص 131 .
64 . قرآن کریم ، سوره صافات ، آیه 63 .
65 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 193 .
66 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 211 .
67 . قرآن کریم ، سوره زمر ، آیه 49 .
68 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 403 .
69 . قرآن کریم ، سوره قمر ، آیه 27 .
70 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 108 .
71 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 131 .
72 . قرآن کریم ، سوره ممتحنه ، آیه 5 .
73 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 387 .
74 . ترحمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 398 .
75 . قرآن کریم ، سوره تغابن ، آیه 15 .
76 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 509 .
77 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ص 509 .
78 . قرآن کریم ، سوره مدثر ، آیه 31 .
79 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 132 .
80 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 139 .
81 . قرآن کریم ، سوره احزاب ، آیه 14 .
82 . قرآن کریم ، سوره اعراف ، آیه 155 .
83 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 8 ص 349 .
84 . تفسیر ترجمه المیزان ، ج 8 ، ص 349 .
85 . قرآن کریم ، سوره ذاریات ، آیه 14
86 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 545 .
87 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 553 .
88 . قرآن کریم ، سوره طاها ، آیه 90 .
89 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 259 .
90 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 269 .
91 . قرآن کریم ، سوره حدید ، آیه 14 .
92 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 264 .
93 . قرآن کریم ، سوره مائده ، آیه 41 .
94 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 552 .
95 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 554 .
96 . قرآن کریم ، سوره انعام ، آیه 23 .
97 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 59 .
98 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 67 .
99 . قرآن کریم ، سوره نحل ، آیه 110 .
100 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 12 ، ص 509 .
101 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 12 ، ص 512 .
102 . قرآن کریم ، سوره بروج ، آیه 10 .
103 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 412 .
104 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 418 .
105 . قرآن کریم ، سوره نساء ، آیه 101 .
106 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 96 .
107 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 97 .
108 . قرآن کریم ، سوره اعراف ، آیه 27 .
109 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 8 ، ص 83 .
110 . قرآن کریم ، سوره یونس ، آیه 83 .
111 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 10 ، ص 157 .
112 . قرآن کریم ، سوره مائده ، آیه 49 .
113 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 553 .
114 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 579 .
115 . قرآن کریم ، سوره توبه ، آیه 126 .
116 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 557 .
117 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 560 .
118 . قرآن کریم ، سوره عنکبوت ، آیه 2 .
119 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ، ص 144 .
120 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ، ص 147 .
121 . قرآن کریم ، سوره ذاریات ، آیه 13 .
122 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 545 .
123 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 552 .
124 . قرآن کریم ، سوره نمل ، آیه 47 .
125 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 531 .
126 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 532 .
127 . قرآن کریم ، سوره طاها ، آیه 40 .
128 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 188 .
129 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 209 .
130 . قرآن کریم ، سوره ص ، آیه 24 .
131 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 287 .
132 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 293 .
133 . قرآن کریم ، سوره صافات ، آیه 162 .
134 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 260 .
135 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 266 .
136 . قرآن کریم ، سوره عنکبوت ، آیه 3 .
137 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ، ص 144 .
138 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ص 147 .
139 . قرآن کریم ، سوره انعام ، آیه 53 .
140 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 99 .
141 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 147 .
142 . قرآن کریم ، سوره طاها ، آیه 85 .
143 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 259 .
144 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 266 .
145 . قرآن کریم ، سوره ص ، آیه 34 .
146 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 307 .
147. قرآن کریم ، سوره دخان ، آیه 17 .
148 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 206 .
149 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 210 .
150. جهاد الوسیله باب 48 حدیث 14
151. گناهان کبیره ، ج 2 ، ص 357 .
 

منابع:
1-فرهنگ أبجدی عربی-فارسی، انتشارات اسلامی تهران ، سال 1307 ش
2-قاموس قرآن ، دارالکتاب ، السلامه تهران ، سال 1371 ش
3-التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران ، 1360 ش
4-المفردات فی غریب القرآن ، انتشارات دارالعلم ، الدارالشامیه ، دمشق ، 1412 ق
5-لسان العرب ، ناشر دارصادر ، بیروت ، 1414 ق
6-ترجمه تفسیر المیزان ، انتشارات اسلامی جامع مدرسین ، حوزه علمیه قم ، 1374 ش
7-ترجمه قرآن مکارم ، انتشارات دارالقرآن کریم ، دفتر مطالعات تاریخچه و معارف اسلامی ، قم ، 1373 ش .
8-ترجمه قرآن الهی قمشه ی ، انتشارات ، فاطمه الزهرا ، قم ، 1380 ش
9-کتاب گناهان کبیره از آیت الله دستغیب ، دفتر انتشارات اسلامیه وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، زمستان 1383 ش


 
 
 
 

Powered by IP2Location.com